|
اشاره: شايد تاكنون كمتر موضوعي، همچون رابطه دين و سياست، ذهن انديشورزان و متفكران را به خود، مشغول ساخته است. اين مسئله، در رابطه با فقهاي شيعه نيز مستثنا نيست و آنها نيز هر يك به نوبه خود به اين موضوع توجه كرده اند. در اين نوشتار، قصد داريم تا به طور اجمالی به ديدگاه فقهاي شيعه- با توجه به تقدم و تأخر زماني آنها- درباره نسبت بين دين و سياست بپردازيم.
لازم به ذکر است که بخش هایی از این مقاله بنده با عنوان نگاه ویژه در روزنامه جام جم در بهمن ماه 87 به چاپ رسیده است.
پیش از این که وارد بحث از دیدگاه فقهای شیعه در رابطه با نسبت میان دین و سیاست شویم، ذکر این مطلب لازم است که تاكنون مدل هاي مختلفي در ارتباط با رابطه ميان دين و سياست ارائه شده است؛ به گونه اي كه هر يك از منظري خاص به اين موضوع(نسبت دین و سیاست) نگاه
كرده اند. دكتر قادري در كتاب انديشه هايي ديگر، مدل ششگانه اي را محتمل مي داند كه مي توان آن را بدين صورت دسته بندي نمود: 1. فرض تفسير موسعي از دين؛ به گونه اي كه سياست را هم در بر بگيرد. به عبارت ديگر، سياست، جزئي از قلمروي مورد ادعاي دين مي شود؛ 2. فرض تفسير موسعي از سياست؛ به گونه اي كه دين را هم شامل شود. اين فرض بر خلاف فرض اول است. در اين جا دين، شكل و نمودي از سياست است؛ 3. دين و سياست كاملاً بر يكديگر انطباق دارند. در اين فرض، دين و سياست هر كدام، نام هايي جداگانه بر موضوعي واحد به نظر مي آيند؛ 4. دين و سياست، نقاط مشترك و موضوعات مورد علاقه واحدي دارند، ولي تمام قلمروهاي آنان بر همديگر منطبق نمي گردد. مي توان براي تصور كردن چنين حالتي از دو اثر متداخل، استفاده كرد؛ 5 و 6. دين و سياست هر كدام قلمرو تفكيك شده اي دارند كه به دقت ترسيم شده اند. در اين حالت، دين و سياست هر كدام بر قسمتي از قلمروي انساني تعلق خاطر دارند و اين قلمروها به خوبي از هم متمايز شده اند. تفكيك قلمروها و وظايف، خود به دو گونه تصور پذير است. يك مرتبه آنها در كنار هم به اداي وظيفه اشتغال دارند؛ مانند دو دايره كه در يك نقطه بر هم مماس مي باشند و يا دو كشور كه داراي مرزهاي مشتركي مي باشند، و يك بار هم مي توان آنها را جداي از هم تلقي نمود؛ به گونه اي كه هيچ وجه مشترك و نقطه اتصالي ميان آنها وجود نداشته باشد. البته لازم به ذكر است كه اين مدل هاي ششگانه و يا مدل هاي مشابه ديگر، تنها به منظور تسهيل و تفهيم نظري رابطه ميان دين و سياست ارائه شده اند و نمي توان و بلكه نبايد انتضار اين را داشت كه به طور كامل، واقعيت داشته و مورد شناسايي قرار گيرند؛ چرا كه اين مدل ها به مانند مدل هاي ديگر در حوزه علوم انساني، حالتي نمادين دارند و صرفاً در جهت سازمان دهي مفاهيم و اطلاعات در دسترس به كار مي روند(ميرخليلي، رساله ارشد با عنوان نسبت ميان دين و سياست در ژاپن معاصر). اكنون بعد از آشنايي با يكي از انواع مدل هاي متعارف در رابطه با موضوع دين و سياست به بررسي اين مسئله در انديشه سياسي فقهاي شيعه مي پردازيم.
1. شيخ طوسي؛ وي مشهور به شيخ الطائفه بود و از فقهاي برجسته سده پنجم ه.ق محسوب مي شد كه در دوره اي مي زيست كه آل بويه حكومت مي كردند. او در سال 385 هجري قمري در خراسان به دنيا آمد و در سال 460 ه.ق در شهر نجف دار فاني را وداع گفت. مشهورترين اساتيد وي را مي توان شيخ مفيد و سيد مرتضي علم الهدي دانست. همچنين از شيخ ابوجعفر طوسي، كتاب هاي متعددي در حوزه هاي فقه و حديث باقي مانده است كه عبارتند از: النهايه، المبسوط، الخلاف، تهذيب الاحكام، استبصار، الشافي، تمهيد الاصول و رسائل العشر. وي در آثار خود مي كوشد تا اصول و مباني اسلام را ارائه نمايد؛ بدين منظور، يكي از مولفه هاي اساسي در انديشه سياسي وي توجه به رابطه ميان دين و سياست است. تلاش شيخ طوسي در آثار خود، مبتني بر اين است كه كارايي دين را در عرصه هاي سياسي به تصوير بكشد؛ بنابراين وي نسبت ميان دين و سياست را ضروري دانسته و بر اين ارتباط تأكيد مي كند.
2. ابوعلی مسکویه؛ وی که به معلم ثالث، معروف است و در زمانه آل بویه و نیز دوره شکوفایی فلسفه سیاسی اسلامی می زیست، در سال 320 ه.ق در شهر ری به دنیا آمد. تالیفات وی عبارتند از: تهذیب الاخلاق، ترتیب السعادات و فوز الاکبر و الاصغر. وی که از بنیان گذاران اخلاق سیاسی محسوب می شود در ارتباط با رابطه میان دین و سیاست، قائل به این است که باید در سیاست به مسائل اخلاقی توجه نمود و بنابراین می گفت باید به اصول و ارزش های مورد تاکید اسلام بازگشت. در نتیجه می توان در کتاب ارزش مند وی تهذیب الاخلاق به این رابطه از دیدگاه مسکویه پی برد؛ چرا که وی در این کتاب، از منظر اخلاق به سیاست نگاه می کند و بنابراین نسبت میان دین و سیاست را در این رابطه با تاکید بر موضوع اخلاق سیاسی دنبال می نماید.
3. صدرالمتألهین؛ صدرالدین محمد شیرازی، معروف به ملاصدرا و صدرالمتألهین در سال 979 ه.ق در شیراز به دنیا آمد. وی که در زمانه صفویه می زیست، دارای آثار و تألیفات زیادی می باشد که عبارتند از: الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه، مفاتیح الغیب، الحکمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه العقلیه، شرح اصول کافی، حدوث العالم، اتصاف الماهیه بالوجود، اتحاد العاقل و المعقول و .... ملاصدرا در رابطه با نسبت میان دین و سیاست در کتاب خود، شواهد الربوبیه، بحثی دارد که در آن بحث، رابطه دین و سیاست را به رابطه جسم و روح، تشبیه کرده و سیاست بدون دین و شریعت را جسدی می داند که فاقد روح است.
4. سید نعمت الله جزایری؛ وی که در زمانه صفویه می زیست در سال 1050 ه.ق در خوزستان به دنیا آمد و از وی آثار متنوعی در زمینه های فقه، کلام، تاریخ و حدیث بر جای مانده است که می توان از آن جمله به الانوار النعمانیه، کشف الاسرار، زهر الربیع و ... اشاره کرد. جزایری در ارتباط با نسبت میان دین و سیاست قائل به این است که دین، دخالت در سیاست را در هر مقطع زمانی و در هر سطحی که مصلحت آور باشد، به صلاح می داند و در نتیجه، رویکرد دین به سیاست به زمان و دوره خاصی محدود نمی گردد. وی از فقیهانی که در شرایط غیر ایده ال، به سیاست روی آورده و آن را وسیله ای برای خدمت به مردم و خلق قرار می دهند، تمجید و ستایش کرده است.
5. فاضل هندی؛ ابوالفضل بهاء الدین محمد بن حسن اصفهانی، مشهور به فاضل هندی که در زمانه صفویه می زیست در سال 1062 ه.ق در اصفهان به دنیا آمد. وی از شاگردان علامه مجلسی بود و دارای آثار و تألیفاتی چون: کشف اللثام، المناهج السویه، بینش غرض آفرینش و ... است. در نگاه فاضل هندی، سیاست و دین، هر دو به دنبال فراهم ساختن سعادت دنیوی و اخروی انسان ها هستند و بنابراین نمی توان این دو را از همدیگر جدا نمود.
6. شیخ علی نقی کمره ای؛ وی که از فقهای مشهور سده یازدهم ه.ق دوره صفویه به شمار می رود، در نیمه دوم سده دهم در اراک به دنیا آمد و در سال 1060 ه.ق از دنیا رفت. از وی آثار متعددی بر جای مانده است که عبارتند از: جامع صفوی، رساله لزوم وجود مجتهد در عصر غیبت و .... در دیدگاه کمره ای، دین و سیاست نمی توانند از یکدیگر جدا باشند . وی سیاست را تدبیر امور دینی و دنیوی قلمداد کرده و می گوید امامت، ریاست و نبوت ماده و امامت صورت آن می باشد. در نتیجه، همان گونه که برای ماده بدون صورت و برای درخت بدون میوه، وجودی نیست، برای نبوت هم بدون امامت، وجود و ثمره ای نیست.
7. میرزای قمی؛ وی که در دوران قاجاریه می زیست، در سال 1150 ه.ق به دنیا آمد و از شاگردان برجسته محمد باقر بهبهانی و وحید بهبهانی محسوب می شد که دارای آثار و تألیفات زیادی همچون ارشادنامه، قوانین الاصول، حاشیه بر قوانین، جامع الشتات و مناهج الاحکام است. وی علاوه بر این که وظیفه علما را در رابطه با دین مشخص کرده، آنها را در ارتباط با اصلاح دنیای مردم هم مسئول دانسته است. عده ای می گویند مباحث فقهی کتاب جامع الشتات ایشان، ناظر به دخالت دین در حوزه سیاست است. همچنین اقدامات عملی وی در برخی از امور سیاسی زمانه اش، دلیل دیگری بر این موضوع است.
8. مولی احمد نراقی؛ وی که مشهور به فاضل نراقی است در سال 1185 ه.ق در نراق به دنیا آمد. او که در زمانه قاجاریه می زیست، شاگردان بنامی را هم تربیت کرد که شیخ انصاری، یکی از شاگردان وی به شمار می رود؛ ضمن این که خود نراقی از محضر اساتیدی چون مولا محمد مهدی نراقی، پدر بزرگوارش و همچنین علامه وحید بهبهانی، شیخ جعفر کاشف الغطاء و بحر العلوم استفاده کرده است. از وی آثار بسیار ارزش مندی همچون معراج السعاده، عوائد الایام و مستند الشیعه فی احکام الشریعه بر جای مانده است. فاضل نراقی، رابطه دین و سیاست را رابطه ای دو سویه، عمیق و ناگسستنی دانسته و بر این رابطه و نسبت، پای می فشارد. چنان که قائل به این است که این دو با هم در تعامل مستقیم هستند.
9. سید جعفر(دارابی)کشفی؛ وی که در سال 1191 ه.ق در فارس به دنیا آمد، به دلیل کرامات و کشف به کشفی معروف گشت. وی دارای آثاری همچون میزان الملوک، تحفه الملوک، کفایه الایتام و اجابه المضطرین است. وی قائل به توأمانی دین و دولت است. استدلال وی بر این مسئله این است که دین و شریعت، بدون قدرت دولت، کاملاً محقق نمی شود و دولت غیر دینی جز دفع هرج و مرج، نتیجه ای برای بشر به ارمغان نمی آورد.
10. محمد حسن نجفی؛ وی که معروف به صاحب جواهر است در سال 1202 ه.ق به دنیا آمد. وی در زمانه قاجاریه می زیست و شیخ مرتضی انصاری، شیخ جعفر شوشتری از شاگردان بنام وی محسوب می شوند. ضمن این که خود وی نیز از محضر اساتیدی چون علامه وحید بهبهانی، کاشف الغطاء و علامه بحر العلوم استفاده کرده است. نجفی نیز، سیاست را برای اجرای دین لازم دانسته و می گوید این دو با هم متغایر نیستند. وی به همین منظور در تعریف از سیاست، آن را تدبیر امور مردم برای به کمال رساندنشان معرفی کرده و علاوه بر این که در برخی موارد، سیاست را مطلوب معرفی کرده، در بعضی موارد دیگر هم آن را لازم و ضروری دانسته است. او می گوید واژه سیاست، نه تنها ناهنجار نیست، بلکه مطلوب و ضروری می باشد و می بایست در راه اجرای احکام اسلام از آن استفاده نمود.
11. سید حسن مدرس؛ وی در سال 1287 ه.ق در اصفهان به دنیا آمد و در دوران مشروطه می زیست. او در سال 1317 و در سن 69 سالگی به شهادت رسید. وی که مبدع تز دیانت، عین سیاست و سیاست، عین دیانت بود، علت عقب ماندگی کشورهای اسلامی را جدایی دین از سیاست و دوری متدینین از فعالیت های سیاسی و اجتماعی می دانست(میرخلیلی، درآمدی بر اندیشه سیاسی در اسلام).
12. آیه الله کاشانی؛ سید ابوالقاسم حسینی کاشانی در سال 1264 ه.ق در تهران دیده به جهان گشود و در سال 1340ه.ش دیده بر جهان فرو بست. وی که از شاگردان آخوند خراسانی به شمار می رود، در ارتباط با نسبت میان دین و سیاست قائل به این نکته است که اخلاق، پایه و اساس سیاست است و اصول اخلاقی می بایست مورد توجه حاکمان و زمامداران قرار گرفته و محور عمل آنها واقع شود. وی دین و سیاست را دو مقوله تفکیک ناپذیر تلقی کرده و می گوید سیاست در متن دین معنا و ارزش پیدا می کند. داستان جالبی که حاکی از این تفکر و اندیشه در نزد آیه الله کاشانی است، نقل شده است که روزی، یک نویسنده فرانسوی از ایشان سؤال می کند که تعجب می کنم شما که روحانی هستید، چگونه در مسائل سیاسی دخالت می کنید و در این رابطه مشغول به فعالیت هستید؟! کاشانی در پاسخ این نویسنده فرانسوی می فرماید تعجب از این است که شما از اسلام، اطلاع و خبر ندارید! اسلام، مانند دین مسیحیت نیست که مروج رهبانیت باشد، بلکه قوانین دین اسلام، به منظور زندگی دنیا و آخرت مسلمانان است. دخالت من در کارهای سیاسی، خارج از وظیفه دینی من نیست. وطن دوستی من از ایمان می باشد. این داستان و نیز سایر مؤلفه هایی که در اندیشه سیاسی ایشان وجود دارد، نشان دهنده این مطلب است که در اندیشه ایشان، جدایی دین و سیاست، جایی ندارد. کاشانی همچون شهید مدرس، تنها عامل پیشرفت مسلمانان در عرصه های سیاسی اجتماعی را عمل به وظایفی می داند که دین اسلام برای آنان مشخص نموده است.
با نگاهی اجمالی به اندیشه های فقهای شیعه می توان نتیجه گرفت که همه آنها بالاتفاق به نسبت میان دین و سیاست، ایمان و اعتقاد دارند و این اصل، جزئی از اندیشه و تفکر سیاسی آنها به شمار می رود؛ چرا که مبانی اندیشه های اینان از قبیل هستی شناسی، سعادت شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ... ناظر به همین مسئله می باشد.
نقل قول این متن | تعداد مشاهده :1086 | چاپ
|