|
برنامه گلبرگ؛ کتاب گلبرگ زندگی؛ تلفن حاج آقا دهنوی / میرخلیلی |
|
نگارش یافته توسط سید جواد میر خلیلی
|
|
15 خرداد 1388 ساعت 18:19 |
|
صفحه 1 از 12
در چند سال اخیر، برنامه هایی در جهت آشنایی جوانان با مسائل دوران عقد، نامزدی و عروسی از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ساخته شده که جای تشکر و قدردانی دارد. بعد از برنامه موفق هزار راه نرفته، این بار، برنامه گلبرگ از سوی شبکه سوم سیما روی آنتن رفته که با مشاوره خوب کارشناس این برنامه، حجت الاسلام والمسلمین دهنوی موفق شده بخشی از جوانانی که در آستانه ازدواج هستند، را به سوی خود جلب کند. هر چند مایه تأسف است که بینندگان این برنامه، کم هستند؛ به گونه ای که مثلاً در یک هفته، تنها کمتر از 17 هزار نفر به آن پیامک زده اند؛ در حالی که برنامه پرحاشیه و وقت تلف کنی مثل نود، در چند ساعت، بیش از دو میلیون پیامک دارد. به هر حال، همین هم جای شکرش باقیست که عده ای از جوانان به ویژه در روستاها و شهرستان ها، این برنامه را می بینند و با مسائل ازدواج، آگاه و آشنا می شوند.
چند هفته پیش به طور تصادفی در
جایی، این برنامه را دیدم. یکی از موضوعاتی که در آن روز مطرح شد و معضل جامعه سنتی ماست، بحث ازدواج های اجباری و تحمیلی بود. حاج آقای دهنوی که تجربه بالایی در موارد مشاوره دارند، می فرمودند که اگر دیدید دختری می گوید علاقه ندارم و از اول به زور مرا وادار به ازدواج کردند، و دختر هم در این مدت اصلاً برای علاقه مند شدن، تلاشی نکرد، قطع بدانید که دیگری را می خواهد؛ حالا یا یک عشق قدیمی و یا دوستی های دیگر. به گفته ایشان، این که دختری علی رغم این که نامزدش هر کاری می کند که او علاقه مند بشود، دائم، نامه عاشقانه می نویسد، زنگ می زند، هدیه می خرد، اما آن دختر، حتی یک بار هم اسم کوچک او را صدا نمی زند، نمی خواهد به او عادت کند، با او جایی نمی رود، به او زنگ نمی زند، و یا می خواهد او را جلوی خانواده اش خراب کند و هر روز یک رنگی می شود؛ مثل کسانی که جادو و طلسم شده اند...؛ اینها همه نشانه این است که به هر حال، دلش جای دیگری است و می خواهد از این پسری که حالا به هر دلیلی ازدواج کرده اند، جدا شود و به مرادش برسد؛ غافل از این که بعدها همیشه حسرت می خورد که من در رؤیایم راجع به این فرد چه فکر می کردم و ... کاش از نامزدم جدا نشده بودم، کاش دل او را نشکسته بودم، کاش با آبروی او بازی نمی کردم، کاش آتش قیامت را برای رسیدن به خواسته های خودم نمی خریدم، کاش حرف خانواده، دوستان و مشاوران عاقلم را جدی می گرفتم، کاش در جلوی خانواده ام یک چیز نمی گفتم و در جلوی نامزد چیز دیگر و ...
یا مورد دیگری که دیدم در برنامه مطرح شد و جالب بود، این که دختر و پسری در عقد و نامزدی بودند، بعد دختر یا پسر عاشق دیگری شد و یا کسی به خواستگاری او آمد و او همه چیز را به هم زد تا به مرادش برسد؛ چرا که می دید این خواستگاری که الان آمده یا در دانشگاه با هم آشنا شده اند، پولدارتر است و یا ...
اینها مسائلیست که جامعه جوان ما دست به گریبان آن است و مسئولین باید فکری به حال آن بکنند. امیدوارم دوستانم در سازمان صدا و سیما بتوانند به این مهم دست یابند؛ حالا به هر نیتی که هست.
ان شاء الله، خداوند، همه ما را هدایت کند، و کسانی را که ریاکارانه، با آبروی دیگران بازی می کنند، در این دنیا و قیامتش رسوا نماید. به امید روزی که همه خوب باشیم، مهربان، بی کینه و یکرنگ.
نقل قول این متن | تعداد مشاهده :18552 | چاپ
|