|
وحدت حوزه و دانشگاه؛ استراتژی اسلام سیاسی در ایران / میرخلیلی |
|
نگارش یافته توسط سید جواد میر خلیلی
|
|
27 آذر 1388 ساعت 18:22 |
|
نگاهی گذرا به مقوله وحدت حوزه و دانشگاه
روزنامه قدس: پنجشنبه 26 آذرماه 1388 / سید جواد میرخلیلی
به جرأت میتوان ادعا کرد یکی از جنبههای بسیار مهم استراتژی اسلام سیاسی در ایران، بحث وحدت حوزه و دانشگاه است که تاکنون اغلب دلسوزان حوزه و دانشگاه نسبت به اجرایی شدن و تحقق عینی و عملی آن، داد سخن دادهاند؛ به گونهای که کمتر محققی از این دو نهاد را میتوان یافت که دغدغه این موضوع را به ذهن خود راه نداده باشد. این مسئله هم در میان حوزویان و هم در بین دانشگاهیان از چنان اهمیتی برخوردار است که لزوم توجه جدی به آن، در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامی ضروری مینماید. حوزه و دانشگاه به عنوان دو بازوی علمی و فرهنگی کشور، عهدهدار پاسداری از فرهنگ و ارزشهای اسلامی هستند. از این رو وحدت این دو نهاد از اهمّ اموری است که در تبیین جایگاه فکری و فرهنگی نظام باید مورد توجه قرار گیرد و موانع آن برطرف گردد؛ چون وجود تضاد در مبانی نظری، عقیدتی و علمی این دو پایگاه مهم به ایجاد ناهماهنگی و تضاد در اداره نظام اسلامی منجر می شود و تضعیف نظام را در پی خواهد داشت. از این رو انتظار می رود که وحدت حوزه و دانشگاه، امری جدی و مهم و در صدر برنامه های این دو نهاد قرار گیرد. از همه مهمتر اینکه ما نباید این مسئله مهم و حیاتی را صرفاً به مناسبت آن روز تقلیل دهیم و از دیگر ایام سال در باب این مسئله غافل باشیم؛ چنانکه هشدار اساتید حوزه و دانشگاه هم گویای
این مطلب است. دکتر خرمشاد از معاونین وزارت علوم در دولت نهم در این رابطه قائل به این است که: نمیتوان و نباید پدیده وحدت حوزه و دانشگاه را به یک مناسبت صرف و ساده فرو کاست، بلکه به تعبیر ایشان میبایست معنای این واقعیت را در معنای گفتمان سیاسی اسلام جست و جو کرد. از دیدگاه ایشان، این کلان گفتمان شامل استقلال، آزادی، عدالت و معنویت است که چهار کالای گمشده ایرانیان در طول 150 سال اخیر بودند و همه اینها در راستای رشد و تعالی ایران قرار دارند. بنابراین از نگرگاه این استاد دانشگاه، وحدت حوزه و دانشگاه، در قالب گفت و شنود مهم است نه گفت و بازگفت. و به عبارتی، کنش و واکنش هر دو لازم است و هر طرف باید برای طرف دیگر هم امکان کنش تعریف کند و هم امکان واکنش؛ بدین معنا که در این وحدت باید همگرایی دوطرفه و نه توقف یکی در جای خود و دعوت از دیگری وجود داشته باشد، یعنی همدلی و وحدت دو سویه، پرهیز از تعارفات و افزودن به آشکار سخنگویی در جمعها، پرهیز از دل به دست آوردنهای صرف و پرداختن به گلایههای پنهانی و آشکار وجود داشته باشد. در بحث وحدت این دو نهاد لازم است تعامل دانشگاهیان دانشگاهی با حوزویان حوزوی با وساطت دانشگاهیان حوزوی و حوزویان دانشگاهی صورت گیرد. اگر این موارد به دقت صورت گیرد امید به وحدت بالفعل میان این دو نهاد حاصل میشود. چرا که حوزه و دانشگاه همانند دو مغز متفکر و قلب تپنده در جامعه اسلامی، نقش سرنوشتسازی در تعالی و شکوفایی یا رکود و انحطاط جامعه بر عهده دارند. به گونهای که میتوان گفت همدلی و وحدت این دو قشر فرهیخته، دستمایه گرانبهایی است که زیربنای همه دگرگونیهای اساسی، به ویژه تحول فرهنگی را که زیرساخت سایر تحولهاست، را فراهم میسازد.
به امید روزی که با وحدت این دو نهاد مهم کشور، شاهد پیشرفتهای علمی ایران اسلامی عزیز باشیم.
نقل قول این متن | تعداد مشاهده :130 | چاپ
|