|
وحدت حوزه و دانشگاه / سید جواد میر خلیلی |
|
نگارش یافته توسط سید جواد میر خلیلی
|
|
27 آذر 1388 ساعت 18:26 |
|
روزنامه ایران: پنجشنبه 26 آذرماه 1388 / سیدجواد میر خلیلی
یکی از مسائلی که همواره از دغدغههای مسئولین کشورمان بوده، بحث وحدت حوزه و دانشگاه است. این بحث که از حیث نظری، قدمتی به بلندای تأسیس اولین دانشگاهها در کنار حوزههای علمیه در ایران دارد، همواره به صورت جدی، مورد توجه و امعان نظر صاحبنظران حوزه نیز قرار گرفته است؛ به گونه ای که اغلب آنها در این رابطه، صاحب نظرات روشن و دقیقی هستند که توجه به آنها میتواند زمینه تحقق بالفعل وحدت حوزه و دانشگاه را فراهم سازد؛ هر چند در حال حاضر نیز این وحدت تا حدی حاصل شده است، اما رسیدن به نقطه اوج، نیاز به تمهیداتی دارد که از جمله آنها را میتوان در سخنان بزرگان حوزههای علمیه یافت. در این نوشتار مختصر که به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله دکتر محمد مفتح، مصداق عینی وحدت حوزه و دانشگاه نوشتهایم، به برخی از سخنان و نکات قابل توجه اساتید حوزوی که تجربه حضور در مراکز دانشگاهی را نیز در کارنامه خود داشتهاند، توجه میکنیم.
حضرت آیت الله مصباح یزدی، یکی از این دست روحانیون مبرّز حوزوی است که با تأسیس مؤسسه در راه حق و بعدها با توسعه و بسط آن به مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، گامهای عملی را در این راستا محکم برداشت و پایداری انقلاب را در وحدت حوزه و دانشگاه، کشور دانست و بر این مسئله، اینگونه تأکید کرد که: "پایداری انقلاب در گرو وحدت میان حوزویون و دانشجویان است. این دو حوزه علمی در یک عامل نهفته، مشترک هستند که همان ترویج تدریجی باورها و ارزشهای صحیح در جامعه است و منجر به تشکیل و رواج فرهنگ صحیح و اسلامی خواهد شد." ایشان همچنین در جای دیگری با بیان این مطلب که این مسئله وحدت نباید درحد یک شعار باقی بماند، تأکید کرده بودند که: "نباید وحدت حوزه و دانشگاه در حد شعار بماند و با اعتلای این فرهنگ و دستاورد انقلاب برای پایداری و وحدت انقلاب اسلامی تلاش می کنیم." از منظر ایشان، عامل اصلی برای پایداری انقلاب و تداوم آن، وحدت این دو مرکز مهم کشور است؛ چنانکه اگر این دو نهاد به اتحاد نزدیک شوند، بسیاری از مشکلات کشور حل شده و دشمنان ایران اسلامی نیز ناامید از نقشههای خود برای
جداسازی این دو قشر عمده از جامعه خواهند شد.
از دیگر اساتید صاحبنام در این عرصه، حضرت آیت الله عمید زنجانی است که با طی مدارج خود در حوزه تا حد اجتهاد، در دانشگاه نیز با کسب درجه استادی تا بالاترین مقام، یعنی ریاست دانشگاه تهران هم رسید و وحدت حوزه و دانشگاه را عیناً در یکی از مظاهر آن تجربه کرد. ایشان نیز در این رابطه، بیان جالبی دارند و میفرمایند: "در شرایط فعلی، منظور از شعار وحدت حوزه و دانشگاه، همسویی در اهداف است. آنچه را که از این شعار میفهمیم و امیدواریم که تحقق پیدا کند، اهداف آموزشی است. یکی از هدفهای حوزه، اداره کردن نیازهای جامعه به نحو احسن در بخشهای مربوط به دین است و دانشگاه هم از لحاظ علم، صنعت، رفاه و آسایش، تأمینکننده نیازهای جامعه است." هر چند ایشان خود بیان میکند که روحانی بودن ایشان تأثیری در انتخابشان به ریاست دانشگاه نداشت و این جنبه معلمی و استادی وی بود، اما با این حال، تجربه جدیدی از حضور روحانیت را در عرصه دانشگاه شاهد بودیم که بسیاری، آن را تجربه قابل توجه و سودمندی برای دو نهاد حوزه و دانشگاه عنوان کردند. ایشان در جایی در این رابطه گفته بودند: "با اینکه من روحانی هستم، اما رئیس دانشگاه تهران روحانی نیست. در آنجا فقط یک معلم و استاد است. من به اینکه یک عضو کوچکی از روحانیت بزرگ اسلام و تشیع هستم، افتخار میکنم، اما رئیس دانشگاه تهران، یک معلمی است که سابقه پنجاه سال معلمی و ٢٧ سال سابقه در دانشگاه تهران دارد. در حقیقت، آن چیزی که علت انتخاب من به عنوان رئیس دانشگاه تهران بود روحانی بودنم نبود، بلکه بنده استاد تمام با ۴۵ جلد تالیفات و ٩٠ مقاله علمی و پژوهشی هستم. در حقیقت، دانشگاه و حوزه هریک برای خود معیارهایی دارند." این سخنان هر چند حاکی از تواضع ایشان در این رابطه دارد، و علاوه بر آن، عدم باور ایشان به ساختارمندی وحدت و یا همان وحدت ساختاری؛ بدین معنا که این دو نهاد، دارای دو ساختار متفاوت هستند، اما با این حال، چنانکه گفته شد، تجربه سودمندی از همنوایی و همسویی دو رکن آیندهساز انقلاب در نهادی به نام دانشگاه بود. چنانکه ایشان خود در رابطه با برنامههایش در این مرکز بزرگ علمی کشور گفته بود: "آنچه که ما در دانشگاه تهران در جهت وحدت حوزه و دانشگاه انجام دادیم بیشتر علمی است تا گفتاری، یعنی به جای اینکه شعار دهیم و یا یک سلسله مسائلی را مطرح کنیم، عملاً سعی میکنیم که سمتگیری اساتید به سوی دانش همراه با معنویت، ایمان و تعهد باشد. سعی ما این است که حرکت دانشجویی نیز به این سمت و سو قرار گیرد."
هر چند در این نوشتار کوتاه، فرصت پرداختن به سایر نظریات بزرگان حوزه و البته دانشگاه نبود، اما تلنگری به این مقوله، خود زمینهساز توجه بیشتر مسئولین این دو نهاد مهم کشور است تا این بحث وحدت، صرفاً در سال، آنهم در یک مقطع زمانی خاص(شهادت آیت الله دکتر مفتح) مطرح نشود، بلکه به صورت یک سیاست راهبردی برای نظام در آید تا بتوان در آینده نزدیک، شاهد وحدت کامل این دو نهاد بود.
نقل قول این متن | تعداد مشاهده :129 | چاپ
|