|
مبانی نظری همگرایی و وحدت حوزه و دانشگاه / سید جواد میرخلیلی |
|
نگارش یافته توسط سید جواد میر خلیلی
|
|
27 آذر 1388 ساعت 18:31 |
|
پیشرفت کشور در گرو غایتمداری حوزه و دانشگاه
مبانی نظری همگرایی دو نهاد حوزه و دانشگاه
روزنامه جام جم: پنجشنبه 26 آذرماه 1388 / سید جواد میرخلیلی
اشاره: هر ساله 27 آذرماه، یادروز شهادت آیت الله دکتر مفتح، منادی وحدت حوزه و دانشگاه، تداعیکننده وحدت این دو قطب مهم است که میبایست به اتحاد و همگرایی این دو بسان یک بحث راهبردی برای نظام پرداخته شود. این نوشتار در برگیرنده مبانی نظری و البته بررسی جوانب مختلف این موضوع مهم است که در آستانه دهه چهارم انقلاب اسلامی، پرداختن بدان ضروری مینماید. بدین منظور و برای درک بهتر از این موضوع، در آغاز به اهمیت و تبیین مسئله و آنگاه در ادامه نوشتار به آسیبشناسی وضعیت موجود، تلقیهای مختلف از وحدت حوزه و دانشگاه، راهکارهای رسیدن به آن، و سرانجام، چالشها و آسیبهای نیل به وحدت این دو نهاد مهم خواهیم پرداخت.
اهمیت موضوع وحدت حوزه و دانشگاه؛ بیشک، امروزه یکی از مهمترین مباحث و حیاتیترین آنها که علیرغم تأکیدات مکرر رهبر فقید انقلاب و همچنین مقام معظم رهبری، کمتر بدان پرداخته شده و صرفاً یک روز در سال؛ آنهم به مناسبت شهادت آیت الله دکتر مفتح بدان توجه میشود، بحث وحدت حوزه و دانشگاه است. در حالیکه با توجه به اینکه انقلاب اسلامی در صدد بنا کردن یک حکومت اسلامی در سطح جهان است، دانشگاه و حوزههای علمیه، از جمله مهمترین بخشها در پشتیبانی تئوریک و تولید مبانی نظری برای تشکیل این حکومت هستند؛ به گونهای که. اگر این دو نهاد، آنگونه که مد نظر بزرگان نظام از قبیل حضرت امام و رهبر فرزانه انقلاب بوده، به یکدیگر نزدیک میشدند، زمینههای نیل به موفقیتهای قابل توجهی در کشور نیز بیش از پیش فراهم میشد؛ چنانکه حضرت امام خمینی(ره)- که یکی از آرمانهای اصلیاش، وحدت حوزه و دانشگاه بود- یکی از دغدغههای جدی خود را همین مسئله عنوان کرده و میفرماید: "از دانشگاه هست كه اشخاص متفكر متعهد بيرون مىآيد. اگر دانشگاه، دانشگاه باشد، تعهد هم باشد، يك كشورى را اينها مىتوانند به سعادت برسانند، و اگر حوزههاى علميه مهذب باشند و متعهد باشند، يك كشور را مىتوانند نجات بدهند." همچنین مقام معظم رهبری نیز وحدت این دو مرکز علمی و فرهنگی کشور را گمشدهای دانسته و میفرمایند: "وحدت حوزه و دانشگاه، گمشدهای است که باید آن را بیابیم تا مجموعه نظام آموزشی و علمی ـ فرهنگی کشور به عنوان پیکر واحد در راستای مصالح عالیه اسلامی قرار گیرد." به هر حال، وقتی سخن از وحدت این دو به میان میآید، مراد، ادغام و درهمآمیختگی این دو از حیثهای گوناگون و ابعاد مختلف نیست، بلکه منظور، نزدیکی و وحدتشان است؛ نه آنگونه که عدهای تصور کردهاند که وقتی سخن از وحدت این دو میرود، میبایست این دو در هم ادغام شوند؛ چرا که هیچ
کس، مرادش این نیست؛ زیرا این دو اساساً از حیث ماهوی، دو چیز متفاوت از یکدیگر هستند.
آسیبشناسی وحدت حوزه و دانشگاه؛ در آسیبشناسی یک موضوع، همواره میبایست در پی شناسایی بهتر مشکلات و سپس درمان آن بر آمد؛ چنان که شیوه تولید نظریههای گوناگون هم به همین نحو است. در بحث وحدت حوزه و دانشگاه نیز وضع بدین منوال است؛ چرا که اگر بخواهیم وضعیت رابطه این دو را پیش از انقلاب مورد بررسی قرار دهیم، مشاهده میکنیم که اساساً، عده ای عنوان کردهاند که دانشگاه به وجود آمد تا بدیلی باشد برای حوزه و در تنگنا قرار دادن آن و به حاشیه راندن این نهاد دینی، اما بر خلاف این نظر، عده ای نیز همچون آیت الله جوادی آملی بر این باورند که این دو یکی هستند؛ زیرا عالمانی همچون فاضل تونی، علامه شعرانی و سایرین از علمای حوزه نیز در تأسیس دانشگاه تأثیر وافری داشتند و بعدها نیز علمایی چون آیت الله شهید مطهری و آیت الله شهید مفتح، این رابطه را تقویت کردند. بنابراین به تعبیر ایشان، حوزه و دانشگاه هرگز از هم دور نبودند. اما مسئلهای که در این میان، نگرانکننده به نظر میرسد این است که آیا این دو پس از گذشت سه دهه از انقلاب، آنچنانکه مورد انتظار بزرگان این دو نهاد بوده به هم نزدیک شدهاند و یا خیر؟ در پاسخ به این سؤال، نظرات گوناگونی از سوی هر دو طیف حوزوی و دانشگاهی ارائه شده است که برای آسیبشناسی وضع موجود، رابطه این دو در خور توجه و تأمل به نظر میرسد. چنانکه گروهی با اذعان به تغییر وضعیت ارتباط این دو نسبت به اوایل انقلاب و این که اکنون بیش از 2500 روحانی با تحصیلات بالای حوزوی، عضو هیئت علمی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی هستند، بر آنند که این از مصادیق اتمّ اتحاد و همگرایی این دو است، اما برخی با پافشاری بر این نکته که وحدت حوزه و دانشگاه، به صورت بالفعل وجود ندارد و تحقق خارجی نیافته است، در تبیین ادعای خود، کمتوجهی اساتید دانشگاه به موضوع علم دینی، دانشگاهزدگی و اقبال به قالبهای مرسوم علوم انسانی و علوم اجتماعی از سوی محققان حوزوی که وارد فضای فکری و فرهنگی دانشگاه میشوند و اقبال اندک و کمتوجهی به درس معارف اسلامی در دانشگاه ها را که میبایست از توفیقات اسلامیکردن دانشگاهها باشد، عنوان کرده و در آسیبشناسی وضع موجود، توجه به این موارد را ضروری میپندارند.
تلقیهای گوناگون از وحدت حوزه و دانشگاه؛ در این رابطه، تلقیهای گوناگونی وجود دارد؛ به گونهای که به زعم برخی از اساتید حوزه، در تعاريف اکثري از «وحدت حوزه و دانشگاه»، وحدت اين دو نهاد معرفتي در تمامي شئون (اعم از اهداف، مسائل، روشها، نظام آموزشي- پژوهشي و...) مورد توجه قرار ميگيرد. در اين ديدگاه چنين عنوان ميشود از آنجا که حوزه و دانشگاه، وظايف و کارکردهاي بسيار مشترکي دارند، اختلاف آنها با هم تنها زماني از بين خواهد رفت که اين دو به نحوي از انحا به وحدت کامل برسند. به زعم این عده، در اين میان، گروهي با الگو قراردادن حوزههاي علميه شيعه در تاريخ گذشته، که در آن حوزه و حوزويان عهدهدار علوم مختلف ديني و غيرديني بودهاند، وحدت حوزه و دانشگاه را از طريق هضم دانشگاه در قالب آموزشي و پژوهشي حوزه دنبال ميکنند.
تلقي قابل طرح ديگر در اين زمينه، آن است که قالب سنتي آموزش و پژوهش در حوزههاي علميه، امروزه، به هيچ وجه کارآمد نيست و بر همين اساس، حوزههاي علميه بايد از لحاظ ساختاري و روش آموزش و پژوهش و... به قالب دانشگاهها در آيد تا بتواند با شرايط جهاني، سازگاري پيدا کند و از عهده حل مسائل کنوني بر آيد. تلقي معتدلتري که در اين زمينه وجود دارد، آن است که اين دو نهاد معرفتي ميتوانند در قالب جديدي به وحدت برسند. به بيان ديگر در اين ديدگاه سعي بر اين است تا با حذف بخشهاي ضعيف ساختاري حوزه و دانشگاه و تقويت بخشهاي کارآمد اين دو نهاد در يک ساختار نوتأسيس، به وحدت حوزه و دانشگاه جامه عمل پوشانده شود.
بنابراين به نظر ميرسد در شرايط کنوني، ما نيازمند ارائه تلقي جديد، شفافتر و کارآمدتري از «وحدت حوزه و دانشگاه» هستيم که از يک طرف، امکان تحقق خارجي آن وجود داشته باشد و از طرف ديگر بتواند به نيازهاي جامعه اسلامي در تمامي ابعاد فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي، ديني و علمي و... در عرصه ملي، منطقه اي و جهاني پاسخ مناسب بدهد.
چالشها و عوامل اختلافی؛ علاوه بر اختلاف معرفتی دو نهاد حوزه و دانشگاه در ارکانی چون پیشفرضها، روشها، روحیه معرفتی و مقاصد معرفتی میتوان گفت از دیگر موضوعات اساسی و چالشبرانگیز و مؤثر در ایجاد اختلاف بین این دو، علاوه بر عامل بیرونی، عامل درونی میباشد؛ چنانکه میتوان به مواردی اشاره کرد که ذیل عوامل بیرونی و چالشهای اصلی در وحدت میان این دو قرار میگیرند که عبارتند از: موضوع علم و دین؛ به گونهای که دانشگاه، خود را متولی علم بداند و حوزه، خود را متولی دین. همچنین انگ به یکدیگر مبنی بر تحجر و سنتی بودن یکی و بیدینی و روشنفکرمآبی دیگری که به طرد همدیگر منجر میشود. نیز رویکرد علمی متفاوت این دو نهاد در مورد مسائل و موضوعات مشترک. اما در بحث از عوامل بیرونی و مانع این وحدت و یا ضربهزننده به این همگرایی و اتحاد میتوان به دشمنان بیرونی و عوامل خارجی اشاره کرد؛ چنانکه امام راحل(ره) در اینباره میفرمایند: "حالا كه مىبينيد يك تحولى پيدا شده است، دانشگاهى متمايل شده است به روحانى، روحانى متمايل شده است به دانشگاهى، با هم هستند و مىخواهند با هم كشور خودشان را به پيش ببرند، حالا شياطين بيشتر در فكر هستند كه روحانى را از يك طرف بكوبند و دانشگاهى را از يك طرف، و فساد كنند بين اين دو تا، به آنها بگويند كه اينها چطورند، به اينها بگويند آنها چطورند. چشمهايتان را بايد خيلى باز كنيد، در اين زمان چشم و گوشها بايد خيلى باز باشد كه يك وقت مىبينيد از داخل خود دانشگاه و از داخل خود فيضيه شما را به فساد مىكشانند، شما را به تفرقه مىكشانند. اينها نمىتوانند ببينند، اينهايى كه نمىخواهند اين كشور يك كشور صحيح و سالم باشد و اربابهاى آنها كه از اول هم نمىخواستند، نمىتوانند ببينند كه شما با هم مجتمع شدهايد و مىخواهيد با هم كار كنيد. آنها عواقب اين امر را براى خودشان مىدانند كه اگر حقيقتاً دانشگاهى و حوزههاى علمى و همه دانشگاهها در هر جا كه هستند اينها با هم بشوند و با هم نقشه داشته باشند براى پيروز كردن انقلاب، اين براى آنها عواقبى دارد." همچنین در جای دیگری راجع به این موضوع می فرمایند: "عزيزان دانشگاهي من و عزيزان فيضيه من، آگاه باشيد که دشمنها در صددند بين شماها تفرقه بيندازند و توجه داشته باشيد که اگر دانشگاه و فيضيه اصلاح بشود، کشور شما استقلال خودش را بيمه ميکند."
مبانی و راهکارهای نیل به وحدت حوزه و دانشگاه؛ برای نیل به وحدت میبایست مبانی را که برگرفته از منابع است، در نظر گرفت. از این رو میتوان با در نظرداشت مبانی همچون: اشتراک نظر در مبانی نظام اسلامی، وحدت در هدف و غایتمداری این دو، باور به تأثیر متقابل، به راهکارها و توفیقات این دو اشاره کرد. در بحث راهکار وحدت میتوان به وحدت رسیدن در چهار رکن پیش فرضها، روشها، روحیه معرفتی و مقاصد معرفتی این دو اشاره کرد. همچنین تأسیس و تدوین یک دستگاه معرفتی مشترک و مورد توافق طرفین. حضرت امام خمینی(ره) نیز در تبیین یکی از راهکارهای وحدت حوزه و دانشگاه می فرمایند: "توصيه اين جانب آن است که نسل حاضر و آينده غفلت نکنند و دانشگاهيان و جوانان برومند عزيز، هر چه بيشتر با روحانيان و طلاب علوم ديني پيوند دوستي و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشهها و توطئههاي دشمن غدّار غافل نباشند و به مجرد آنکه فرد يا افرادي را ديدند که با گفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بين آنان افکند، او را ارشاد و نصيحت نمايند و اگر تأثير نکرد، از او رو گردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارند توطئه، ريشه بدواند." چنانکه در جای دیگری میفرمایند: "طلاب علوم ديني و دانشجويان با هم روابط دوستانه و فعالانه داشته باشند." با این پیشفرض میتوان به توفیقات وحدت میان این دو در سالیان اخیر اشاره کرد؛ چنانکه قریب به اتفاق اساتید حوزه و دانشگاه بر برخی همگراییها و مصادیق تحقق یافته این وحدت اتفاق نظر دارند که برای نمونه به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم: نزدیک شدن فکر دانشگاهیان و حوزویان، کاهش یافتن فاصله به لحاظ شیوههای آموزشی و پژوهشی بین این دو نهاد علمی، تشکیل جلسات مشترک بحث و مناظره، تبادل استاد و دانشگاه، تدریس اساتید حوزه در دانشگاه، شکلگیری گروههای جدید آموزشی و پژوهشی در دو نهاد حوزه و دانشگاه، ايجاد اطاق فکر مشترک، ارائه دروس معارف و متون اسلامی در دانشگاهها، شکلگیری و پیدایش رشتههای علمی جدید که با نگاه تطبیقی و جامع به دیدگاههای مطرح شده در حوزه و دانشگاه سعی در تحلیل مسائل مختلف علمی و ارائه راهکارهای مناسب در عرصه اجرایی دارند، حضور و تدریس اساتید دانشگاه در مراکز آموزش عالی حوزه، گسترش رشته های علوم اجتماعی و انسانی دانشگاهی در کنار دروس حوزوی و طرح وسیع مباحث علوم انسانی و اجتماعی در حوزههای علمیه، گسترش نگاه ارزشی و تطبیقی در قلمرو طرح مباحث علمی در دانشگاهها، تبادل مشترک به منظور تولید اندیشه و نشر مجلات و کتابهای علمی، تعامل و همراهی اساتید و نخبگان حوزه و دانشگاه در راه تثبیت انقلاب اسلامی و کسب توفیقات متعدد در عرصههای مختلف حکومتی، مشارکت حوزه و دانشگاه در تولید علم، برگزاری همایشها و میزگردهای علمی و تبادل نظر حوزویان و دانشگاهیان در زمینه وحدت حوزه و دانشگاه، آشنايي با نوآوري و پيشرفتهاي يکديکر، تدوین و تألیف مقالات و کتب، تصویب قوانین، آئیننامهها و بخشنامهها، گنجاندن دروس معارف، اخلاق و متون اسلامی در دانشگاهها و بالعکس، ايجاد کرسيهاي آزادانديشي و نظريهپردازي مشترک حوزه و دانشگاه، پیریزی مراکز و مؤسسات آموزشی و پژوهشی؛ نظیر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، دانشگاه باقرالعلوم(ع)، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، مؤسسه در راه حق، دانشگاه امام صادق(ع)، دانشگاه مفید، مدرسه عالی شهید مطهری(ره)، دانشگاه ادیان و مذاهب، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و سایر مراکزی از این قبیل.
نتیجهگیری؛ چنانکه در تحلیل و بررسی مبانی نظری وحدت حوزه و دانشگاه بدان اشاره کردیم، اگر این وحدت و همگرایی میان این دو نهاد حاصل شود، شاهد رشد و تعالی کشور و رسیدن به آرمانهای امام راحل(ره) خواهیم بود و این میسّر نمیشود جز با غایتمداری این دو نهاد؛ به گونهای که اگر غایت همه علوم؛ از قبیل علوم حوزوی و دانشگاهی را رستگاری انسان تلقی کنیم و غایتمداری این دور را ملحوظ داریم، اختلافات به حداقل رسیده و شاهد تحقق هدف اصلی خلفت انسان، یعنی تعلیم و تربیت صحیح و در نهایت، رستگاری وی خواهیم بود.
نقل قول این متن | تعداد مشاهده :120 | چاپ
|