|
روزنامه جام جم: پنجشنبه سوم دی ماه 1388 / سید جواد میرخلیلی
تحلیل و بررسی زمینه های شکلگیری حادثه خونین کربلا / سید جواد میرخلیلی
اشاره: حادثه خونین عاشورا از جهات متعددی قابل توجه و تأمل است؛ چرا که تاریخ همواره مایه عبرت و درس آموزی آیندگان است. در این نوشتار که تحلیل و بررسی زمینه های تکوین و رخداد حادثه کربلا و شهادت مظلومانه سید الشهدا(ع) است، به این موضوع خواهیم پرداخت که جامعه اسلامی ای که با محوریت پیامبر اعظم(ص) شکل گرفته بود و بنیادهای جاهلیت را تغییر داده بود و دگرگون ساخته بود، چگونه پنجاه سال بعد از رحلت این بزرگوار، به جایی رسید که نوه محبوب او را با فجیع ترین وضع به شهادت رساندند. این موضوع، بی شک، نشان گر انحراف، عقب ماندگی و برگشت به عقب از سوی مردم زمانه امام حسین(ع) است که در تحلیل و بررسی آن، بی تردید، عبرت و درس آموزی برای جوامع امروز اسلامی و به ویژه جامعه اسلامی خودمان است؛ چرا که به تعبیر مقام معظم رهبری: "بحث عبرت های عاشورا مخصوص زمانی است که اسلام حاکمیت داشته باشد، حداقل این است که بگوییم عمده این بحث مخصوص این زمان است؛ یعنی زمان ما و کشور ما که عبرت بگیریم." در این نوشتار، در آغاز به عبرت های عاشورا و سپس به زمینه های وقوع حادثه کربلا خواهیم پرداخت.
عبرت های حادثه عاشورا
مفهوم عبرت، چنان که از کتب لغت بر می آید، به معنای عبور از حال به گذشته و همچنین نظرداشت اوج ها و حضیض ها در کنار یکدیگر است؛ بر خلاف درس ها که صرفاً در آن به جنبه های مثبت یک قضیه نگریسته می شود. از این رو می توان در باب حادثه کربلا به درس هایی چون: قیام امام حسین(ع) برای رضای خدا، ایثار، فداکاری، از جان گذشتن و خلاصه گذشت از همه چیز در راه دین، انس با شهادت و مواردی از این قبیل اشاره کرد. اما در بحث از عبرت ها باید حتماً به جنبه های دیگر قضیه نیز نگریسته شود؛ جنبه هایی که لزوماً مثبت نیستند و در حقیقت، همه جانبه نگر هستند.
یکی از عبرت های مهم حادثه عاشورا، بحث دگرگونی و تغییر بنیادین جامعه دینی زمانه سید الشهدا(ع) است؛ چنان که مقام معظم رهبری نیز در یکی از سخنرانی های خود فرموده بودند: اولین عبرتی که ما را متوجه خود می کند، این است که ببینیم چه شد که پنجاه سال بعد از درگذشت پیغمبر(ص)، جامعه اسلامی به آن حد رسید که کسی مثل امام حسین(ع) ناچار شد برای نجات جامعه، این چنین فداکاری کند. به تعبیر ایشان، این که حسین بن علی(ع) در مرکز اسلام، در مدینه و مکه با وضعیتی مواجه شود؛ به طوری که هر چه نگاه کند، چاره ای جز فداکاری نیست؛ آن هم، چنین فداکاری خونین و باعظمتی، این قابل تأمل است. مگر چه وضعی بود که حسین بن علی(ع) احساس کرد که اسلام فقط با فداکاری او زنده می ماند والا از دست می رود. ما باید نگاه کنیم و ببینیم که چه شد فردی مثل یزید بر جامعه اسلامی حاکم شد؟ باید ببینیم آن جامعه اسلامی چه آفتی پیدا کرد که کارش به یزید رسید؟ چه شد که بیست سال بعد از شهادت امیرالمؤمنین(ع) در همان شهری که حکومت می کرد، سرهای پسران امیرالمؤمنین(ع) را بر نیزه کردند و در آن شهر گرداندند؟ باید بفهمیم چه بلایی بر سر آن جامعه آمده که سر حسین بن علی(ع)، آقازاده اول دنیای اسلام و پسر خلیفه مسلمین علی بن ابی طالب(ع)، در همان شهری که پدر او بر مسند خلافت نشسته، گردانده شد و آب هم از آب تکان نخورد؟! در همه این مواردی که در تحلیل وضعیت جامعه آن روز گفته شد، بی تردید، عبرت هایی برای اهل بصیرت است که جز با تأمل و تعمق در گذشته حاصل نخواهد شد؛ چنان که حتی در آیات قرآن و روایات متعددی به اهمیت این مسئله اشاره شده است؛ همانند آیه شریفه 9 سوره روم: او لم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبه الذین من قبلهم؛ آیا آنها در زمین نمی گردند تا بنگرند چگونه بوده است سرانجام کسانی که پیش از آنان بودند؟ و یا آیه شریفه 2 سوره حشر: فاعتبروا یا اولی الابصار؛ پس عبرت بگیرید ای صاحبان بصیرت. همچنین در روایات متعددی چون: من کثر اعتباره قل عثاره؛ آن کسی که بیشتر عبرت بیاموزد، لغزشش کمتر خواهد بود و یا روایت الاعتبار یعود الی الارشاد؛ عبرت آموزی، انسان را به رشد هدایت می کند. در همه این آیات و روایات، تأکید خاصی بر بحث عبرت آموزی شده است. بنابراین، در برخورد با حادثه عاشورا نیز می بایست به همین منوال، به دنبال درس ها و عبرت های آن بود. و البته چنان که گفتیم، عبرت ها به مراتب از درس ها مهم تر است.
در تحلیل از وضعیت جامعه آن روز می بایست گفت که جامعه اسلامی با بحران اسلام زدایی مواجه شده بود؛ به گونه ای که حکومت یزید، ساختارهای دینی جامعه اسلامی را از بین برده و هویتی را که پیامبر(ص) با سختی های فراوان ساخته بود، دگرگون کرده و جامعه را با خطر ارتجاع مواجه ساخته بود؛ چنان که وضعیت، آن چنان بحرانی شده بود که امام حسین(ع) بارها بر این نکته تأکید کرده بودند که: اگر آنها از من تقاضای بیعت هم نکنند، من باز هم آرام و ساکت نخواهم نشست؛ چرا که اختلاف من با دستگاه خلافت، تنها بر سر بیعت با یزید نیست که با سکوت آنان در موضوع بیعت، من نیز سکوت اختیار کنم، بلکه وجود یزید و خاندان وی موجب پیدایش ظلم و ستم و سبب شیوع فساد و تغییر در احکام اسلام گردیده و این وظیفه من است که در راه اصلاح این مفاسد و امر به معروف و نهی از منکر و احیای قانون جدم رسول الله(ص) و زنده کردن راه و رسم پدرم علی(ع) و بسط عدل و داد به پا خیزم و ریشه این نابسامانی ها را که خاندان بنی امیه است، قلع و قمع نمایم. و همه جهانیان بدانند که حسین، جاه طلب نبود، طالب مقام و ثروت نبود، شرور، مفسد و اخلال گر نبود و این حالت از روز اول تا ساعت آخر در روح حسین(ع) متجلی و متبلور بود.
زمینه های شکل گیری حادثه عاشورا
بعد از اشاره اجمالی به شناخت وضع جامعه آن روز و عبرت آموزی از گذشته، اکنون به آن چه زمینه های بازگشت جامعه دینی زمانه سید الشهدا(ع) را به دوران جاهلیت و بازگشت به بینش ها و ارزش ها و اعمال جاهلی، و در نهایت، وقوع حادثه کربلا را فراهم ساخت، می پردازیم. در مجموع می توان موارد متعددی را زمینه ساز تکوین این حادثه خونین دانست که عبارتند از: فراموشی و عدم اجرای عملی دستورات و وصایای رسول الله(ع)، زوال معنویت و غیرت دینی در جامعه اسلامی و سرانجام، عدم ایفای نقش روشنگرانه و کارساز خواص در آن برهه خاص از زمان. حال به بررسی اجمالی این عوامل در این نوشتار می پردازیم.
فراموشی و عدم توجه به وصایا و سفارشات بنیان گذار جامعه اسلامی؛ یکی از مهم ترین عوامل زمینه ساز واقعه کربلا، این عامل است که نشان گر بی توجهی مردم زمان امام حسین(ع) به روایت شریف و مشهور رسول الله(ص) است که بارها خطاب به امت اسلامی فرموده بودند: همانا من دو یادگار گرانبها را بین شما باقی می گذارم: یکی کتاب خداست و آن دیگر، عترت من. تا زمانی که به این دو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد و این دو تا قیامت تفکیک ناپذیرند.
در توضیح این روایت شریف از پیامبر اعظم(ص) می بایست اشاره کرد که مردم بعد از رحلت ایشان، راه بازگشت به گذشته را در پیش گرفتند و به جای تأسی به دستورات ایشان و احترام نظری و عملی به قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت، اما به فراموشی و مقابله با اهل بیت پرداختند. چنان که حضرت امام خمینی(ره) در وصیتنامه خود به زیبایی، این وضعیت را به تصویر کشیده است و می فرماید: اکنون ببینیم چه گذشته است بر کتاب خدا، این ودیعه الهی و ماترک پیامبر اسلام(ص). مسائل اسف انگیزی که باید بر آن خون گریه کرد، پس از شهادت حضرت علی(ع) شروع شد. خودخواهان و طاغوتیان، قرآن را وسیله ای کردند برای حکومت ضد قرآنی و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را که سراسر قرآن را از پیامبر اکرم(ص) دریافت کرده بودند و ندای انی تارک فیکم الثقلین در گوششان بود با بهانه های مختلف و توطئه های از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و با قرآن، در حقیقت، قرآن را که برای بشریت تا ورود به حوض، بزرگ ترین دستور زندگی بوده و هست، از صحنه خارج کردند و بر حکومت عدل الهی که یکی از آرمان های این کتاب مقدس بوده و هست، خط بطلان کشیدند و انحراف از دین خدا و کتاب و سنت الهی را پایه گذاری کردند تا کار به جایی رسید که قلم از شرح آن شرمسار است و هر چه این بنیان کج به جلو آمد، کجی ها و انحراف ها افزون شد.
به هر حال، ظلم عده ای از مردم به قرآن و اهل بیت در مقطع بعد از پیامبر بر هیچ کس پوشیده نیست. چنان که مثلاً چنان بر علی(ع) ظلم روا داشتند که ایشان در جایی فرمودند: من از زمان وفات پیامبر(ص) پیوسته مظلوم بوده ام(نهج السعاده، ج 2، ص 448). و یا تعبیر دیگری از ایشان در نهج البلاغه که از آن با عنوان خار در چشم و استخوان در گلو یاد کردند. و یا در رابطه با ظلم هایی که بر حضرت فاطمه زهرا(س) و یا امام حسن مجتبی(ع) روا داشتند و حتی به تابوت جنازه حضرت هم رحم نکردند و آن را تیرباران کردند. این از یک سو و از طرف دیگر، فراموشی قرآن و دستورات آن؛ به گونه ای که قرآن را تنها در مواردی خاص و برای استفاده های سیاسی همچون حیله عمر و عاص در سر نیزه کردن قرآن و مواردی دیگر به کار می بردند. این وضعیت برای جامعه امروز ما هم قابل تطبیق است؛ چنان که این کتاب آسمانی شریف که نجات بخش انسان هاست، اکنون زینت بخش محافل عروسی و یا ماتم افراد و مواردی از این دست شده و آن چه کمتر بدان توجه می شود، عمل به دستورات آن از قبیل سفارشات اخلاقی و سایر توصیه های الهی است.
بنابراین، اولین عامل زمینه ساز بازگشت مردم زمانه امام حسین(ع) به قهقرا، و گذشته، فراموشی سفارش بنیان گذار جامعه اسلامی، یعنی پیغمبر بود که آنها خیلی زود تمسک به این دو اسباب نجات را فراموش کردند.
زوال معنویت و غیرت دینی در جامعه اسلامی؛ نقش معنویت در جامعه اسلامی و انقلاب رسول الله بر هیچ کس پوشیده نیست؛ چنان که ایشان با تغییر بنیادهای جاهلیت از قبیل توجه به نژاد و زنده به گور کردن دختران و ...، مواردی چون تقوا، فداکاری در راه اسلام، سابقه درخشان در اسلام و ... را جای گزین عادات و رسوم گذشته ساختند. اما متأسفانه بعد از رحلت رسول خدا، این معنویت و نورانیت جامعه اسلامی رو به زوال و کمرنگ شدن نهاد.
مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانی های خود با اشاره به این انحراف جامعه آن روز، به زیبایی، وضعیت کمرنگ شدن معنویت در جامعه را توصیف می کنند: دو عامل از عوامل اصلی این گمراهی و انحراف، عمومی است: یکی دور شدن از ذکر خدا که مظهر صلات و نماز است، یعنی فراموش کردن خدا و معنویت از زندگی و فراموش کردن خدا و جدا کردن حساب معنویت از زندگی و فراموش کردن توجه و ذکر و دعا و توسل و طلب توفیق از خدای متعال و توکل بر خدا و کنار گذاشتن محاسبات خدایی از زندگی. و عامل دوم، اتبعوالشهوات است، یعنی دنبال شهوترانی ها و هوسرانی ها و در یک جمله، دنیاطلبی ها رفتن و جمع آوری ثروت و مال بودن و التذاذ و به دام شهوات دنیا افتادن و اصل دانستن اینها و فراموش کردن آرمان ها.
خلاصه این که جامعه آن روز به این درد بزرگ فراموشی و کمرنگ شدن معنویت و گرایش به مادیات و قدرت طلبی و شهوت رانی دچار شد و همین عامل بود که تقوا را در نهاد آنها خشکاند؛ به گونه ای که در حادثه کربلا، اینها علی رغم نامه های فراوان و دعوت از امام حسین(ع)، اما او را تنها گذاشتند و به این نیز اکتفا نکردند، بلکه آب را بر روی او و فرزندان خردسال و کودکان کربلا بستند و فاجعه ای دردناک و ماندگار در طول تاریخ رقم زدند؛ چرا که شهوت و قدرت و ثروت، چشم هایشان را کور و دل هایشان را سنگ و گوش هایشان را کر کرده بود.
مسئله بعدی که ذیل همین عنوان کمرنگ شدن معنویت می گنجد، بحث افول غیرت دینی اینهاست. غیرت به معنای دفاع از هر آن چه محبوب است، در برابر دشمنان و کسانی که چشم طمع بدان دارند. اما باز هم ما شاهد این بودیم که علی رغم این که بارها رسول خدا بر این مسئله تأکید کرده بود، اما بعد از ایشان، مردم، غیرت دینی خود را از دست داده، مسامحه کار و تساهل گر شده و در مقابل منکرها و عدم انجام معروف ها سکوت می کردند، و همین بود که امام حسین(ع) در هنگام خروجش از مدینه به سوی مکه به برادرش محمد بن حنفیه نوشت که: هدف من از این سفر، امر به معروف و نهی از منکر و خواسته ام از این حرکت، اصلاح مفاسد امت و احیا و زنده کردن سنت و قانون جدم رسول خدا و راه و رسم پدرم علی بن ابی طالب است. این سخن امام به خوبی گویای وضعیت آن روز جامعه و مردم آن است که از عوامل شکل گیری حادثه خونین کربلا شد.
کوتاهی و عدم انجام نقش خود از سوی خواص جامعه؛ از دیگر عوامل مهم و زمینه ساز حادثه کربلا می توان به این عامل اشاره کرد. خواص به کسانی اطلاق می شود که قدرت تحلیل دارند و بصیرت آنها ویژگی تمایزسازشان از دیگر اقشار جامعه است؛ در حالی که عوام، قدرت تحلیل ندارند و دنباله رو خواص هستند و عنصر بصیرت و آگاهی را در خود ندارند و بیشتر موج سوارند و دنباله رو خواص که ببینند آنها به کدام سو می روند و تحلیل شان به کدام سو است تا به سوی او حرکت کنند. بنابراین می توان گفت که عنصر بصیرت و آگاهی، مایز میان خواص و عوام است؛ چنان که امام صادق(ع) در نفس المهموم می فرمایند: کان عمّنا العباس بن علی(ع) نافذ البصیره؛ یعنی عموی ما ابوالفضل(ع)، بصیرتی عمیق داشت. و این نشاندهنده ویژگی مثبتی در یک شخص است.
نکته مهمی که در رابطه با خواص زمان امام حسین(ع) وجود دارد، این است که اینها بعد از رحلت رسول خدا(ص) به تدریج از معنویت، عدالت، محبت و سایر ویژگی هایی اسلامی زمان پیامبر فاصله گرفته و در نقش خواصی خنثی، ناکارآمد و البته ضربه زن به اسلام و دین در آمدند. اینها اگر به تعبیر مقام معظم رهبری، در هنگام خودش، کاری را که لازم است، تشخیص می دادند و عمل می کردند، تاریخ نجات پیدا می کرد و حسین بن علی ها به کربلاها کشانده نمی شدند. چنان که برای مثال می توان به شریح قاضی و امثالهم اشاره کرد که می توانستند نقش خود را به گونه دیگری ایفا کنند. به هر حال، چنان که از مطالعه تاریخ و گذشته بر می آید، افراد و خواصی که غرق در دنیا شده بودند، به راحتی در مقابل وعده های دنیوی و زودگذری حکّام ظالم تسلیم شدند و به بهای حکومت ری در مقابل فرزندان رسول الله ایستادند و او را مظلومانه به شهادت رساندند که هنوز که هنوز است و قرن ها از آن واقعه غمبار می گذرد، اما همچنان قلب شیعیان و عاشقان مکتب اهل بیت علیهم السلام، محزون از آن واقعه جانگداز است.
در خاتمه لازم به ذکر است که برای بررسی و تحلیل موارد فوق، صرفاً به طرح بحثی پرداختیم؛ در حالی که هر یک از این موارد(البته می توان عوامل دیگری را هم در این فهرست آورد)، نیاز به توضیح و تفصیل کامل، همراه با شواهد و نمونه هایی دارد که به دلیل عدم اطاله کلام به همین مقدار بسنده می کنیم.
نقل قول این متن | تعداد مشاهده :209 | چاپ
|