Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to یا ابا صالح المهدی ادرکنا
Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

نظر سنجی

شما از کدام شهر، به این سایت سر می زنید؟
 
کدام یک از گناهان ذیل از همه بدتر است؟
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

انتخاب قالب

sajestan
   

اللهم اشفع لأبی سید محمدعلی میرخلیلی بحق سید الشهدا علیه السلام
امتیاز: / 1
بدعالی 
نگارش یافته توسط سید جواد میر خلیلی   
05 دی 1388 ساعت 16:40

یادش به خیر، روزهایی که هنوز سseyyed_mohammad_ali_mirkhalili.jpgایه گرم و پرمهر پدر، بالای سرمان بود. چه زود گذشت روزهای با هم بودنمان. اکنون حدود شش سال است که صدای گرم و مهربانش را نشنیده ایم. آخرین باری که او را دیدیم، روز جمعه ساعت 15، در ایام محرم و روز 29 اسفند 1382 بود که دیگر آن صورت زیبا و دوست داشتنی و مهربانش را که همه از او به نیکی تعریف می کردند، ندیدیم. یعنی همان روزی که در امامزاده ای در نزدیکی اردکان ایستادیم و نماز ظهرمان را خواندیم و به سوی یزد حرکت کردیم و آن صحنه تصادف.... اکنون روزها و شب هایی گذاشتند و ما در تمام زندگی، جای او را خالی دیدیم و نبودش را بیش از پیش احساس کردیم. وقتی سر سفره می نشینی و جای خالی او را می بینی و یا صدای گرمش را دیگر نمی شنوی، چنان حالت بغض به تو دست می دهد که خوش حال می شوی که دنیای دیگری هم هست و بالاخره تو می توانی یک بار دیگر در آن جا او را ببینی.

او چنان مهربان و باعاطفه بود که برایش به هیچ وجه شأن و رتبه افراد تفاوتی نداشت؛ به گونه ای که هر هفته باید صله رحم می کرد. وقتی ایام عید هم که می شد می گفت برویم اول به خانه یتمیان فامیل سر بزنیم، اینهاست که نور قبرمان در آخرت می شود. اینهاست که چراغ قبرمان را روشن می کند. اصلاً این گونه نبود که کسی که مال و منال یا مقامش بالاست برایش اهمیت داشته باشد؛ چون همیشه می گفت تا می توانید خودتان را از این کارها دور بدارید و به علم و درس خود بپردازید و برای دین خدا تبلیغ کنید که پست های دنیا ارزش ندارند. اگر مال پست های دنیوی را ببینید که هزار آه و نفرین مردم پشتش است و از بیت المال است و اگر شهرت را در نظر داشته باشید خیلی زود تمام می شود و می رود و شما می مانید و بار گناه و مسئولیتی که نتوانسته اید آن گونه که باید انجام دهید. چرا که خدا اگر از حق خودش بگذرد و گناهان شما را نادیده بگیرد اما از بدی که در حق مردم کردید و یا ناتوانی در انجام کاری برای آنها؛ هرگز از شما نمی گذرد و سر پل صراط باید جوابگو باشید.

او همیشه به ما یاد می داد با مردم مهربان باشیم و دلسوز و اول به دیگران سلام کنیم. پدرم سختی های زیادی در زندگی اش کشید که آرزویمان بود این روزها می بود و ما عصای دستش می بودیم اما اجل امانش نداد و خیلی زود از بر ما رفت و ما ماندیم و هزار حسرت و غصه.

یادم می آید زمانی یکی از اقوام دورمان از دنیا رفته بود به من گفت بابا! برای این جمعی که اینجا هستند، روضه حضرت رقیه(س) را بخوان که خیلی دوست دارم و من وقتی داشتم می

خواندم یادم می آید چنان گریه می کرد که سر و صورتش خیس شده بود. او هر چند به دلیل مشکلات مالی که در زندگی داشتیم هرگز نتوانست به هیچ زیارتی جز مشهد مقدس برود، اما وقتی از دنیا رفت خواب هایی که می دیدیم نشان از شادی وصف ناپذیرش بود و این که می گفت من الان همه این اماکن زیارتی را رفته ام و وقتی ما خواب هایمان را با واسطه ای به رهبر عزیزمان مقام معظم رهبری تعریف می کردیم خیلی با اشتیاق می شنیدند و گفته بودند که به بچه ها بگویید خوابهایشان را بنویسند. و ....

او رفت، و ما هر وقت محرم می شود چون در این ماه از دنیا رفت و جلوی چشم خودمان در صحنه تصادفی وحشتناک، که ماشینی از عقب به ما زد، جان خود را از دست داد، هر وقت یادی از کربلا و بچه های امام حسین(ع) می شود بیشتر اشک می ریزیم؛ چون کمی حس بچه های امام حسین(ع) را احساس کرده ایم و تجربه کرده ایم که رقیه امام حسین(ع) وقتی خواب بابا را در خرابه شام دید، چه حالتی داشت و آن لحظه است که احساس می کنی داری خفه می شوی و هر چه زودتر آرزوی مرگت را از خدا می کنی. وقتی گاهی بابا به خوابمان می آید و خیلی زود می خواهد برود انگار دوباره تمام غم های عالم بر سرت خراب می شود.

گاه وقتی از درب خانه داخل می شوم و به اتاق می رسم می گویم کاش زمان بر می گشت و وقتی وارد می شدم می دیدم پدرم نشسته و با آن صورت مهربان و دوست داشتنی اش تا ما را می دید می گفت بابا خسته نباشی! خیلی خوشحالم که درس می خوانید، حاضرم تمام زندگی ام را بدهم و همه سختی ها و مشکلات را تحمل کنم و از صبح زود تا نیمه شب کار کنم تا شما درس بخوانید.

او برای گذران زندگی ما که تعدادمان زیاد بود مجبور بود علاوه بر کارش، گاهی مسافرکشی هم بکند و وقتی از درد کمر شب ها به خود می پیچید، آرزوی مرگ می کردم و این که ای کاش می توانستم درسم را رها کنم و به او کمک کنم، اما او نمی گذاشت که درس مان را فدای هیچ چیز دیگری کنیم.

یاد تاسوعا و عاشورای سال 82 در تهران بخیر که وقتی برای سینه زنی در دسته ای در خیابان 17 شهریور و میدان امام حسین(ع) تهران رفتم، پدرم به من زنگ زد که بابا کجایی و وقتی آمدم نزدیکی های میدان شهدا دیدم او هم در صف سینه زنان امام حسین(ع) در خیابان پیروزی اشک می ریزد و من هنوز آن صحنه در یادم است.

خدایا به آبروی سیدالشهدا(ع) و قلب شکسته رقیه سه ساله و مصائب عمه مان حضرت زینب(س)، اساعه روحش را شاد و با شهدای کربلا همنشین و قرینش بدار و از خوان باصفای آقا اباعبدالله الحسین(ع) مهمانش بگردان.

برای شادی روح همه شهدا، امام شهدا، اموات و علی الخصوص سید محمدعلی میرخلیلی و تعجیل در فرج امام زمان(عج) الفاتحه مع الصلوات.


نقل قول این متن | تعداد مشاهده :216 | چاپ

نظرات (5)
نظرات RSS
1. -06-10-1388 -18:-دی
«زاد روز ما با تاری نادیدنی به هزاران زاد روز دیگر گره خورده است ، مرگ هم زاد روزیست همانند زاده شدن که بدرودی است به جهانی دیگر…» 
متاثر شدم اما نمی دونم چی باید بگم.یکی میگفت تلخی مرگ بیش از یکسال نمی مونه ولی شما بعد از شش سال هنوز....!!!!شکیبا باشید.
نوشته شده توسط آرام (مهمان)
2. -06-10-1388 -20:-دی
سلام
اقای میر خلیلی سلام . خداوند پدر بزرگوارتان را بیامرزد . 
دقیقا پدر من هم در ایام محرم در تاریخ 22 بهمن 85 برحمت خدا رفت دقیقا دوروز بعد از عاشورای حسینی من با شما همدردم و واقعا جای خالی پدرم را در این ایام محرم احساس می کنم.
نوشته شده توسط اناهیتا بهره مند (مهمان)
3. -17-10-1388 -22:-دی
سلام
امام رضا(ع)فرمود: 
كسى كه توان جبران گناهانش را ندارد، زياد بر حضرت محمّد و اهل بيتش عليهم السلام صلوات و درود فرستد، كه همانا گناهانش اگر حقّ الناس نباشد محو و نابود گردد.
نوشته شده توسط حسين (مهمان)
4. -23-10-1388 -10:-دی
سلام
سلام آقا سید بزرگوار / از محبت شما ممنون و از تاخیرم در عرض ارادت شرمنده/ برای پدر بزرگوارتان که میراث ارزنده ای چون جنابعالی را به یادگار گذاشت علو درجات ورحمت ومغفرت از درگاه ایزد منان دارم و براتون آرزوی موفقیت می کنم . انشا.. ازمطالب پایان نامه هم بهره خواهم برد.سلامت و موفق باشید
نوشته شده توسط کاظم روحانی نژاد (مهمان)
5. -27-10-1388 -23:-دی
سلام
سلام
نوشته شده توسط ندا (مهمان)

اظهار نظر کنید
  • لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
  • درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
  • لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
  • فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
  • به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
نام :*
پست الکترونیکی :
آدرس سایت یا بلاگ :
موضوع :
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
متن نظر :*



کد رمز :* Code
اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

 
< بعد   قبل >
   

حدیث روز

لينك ها

دوستان

 http://leader.ir/

 

آمار سایت

عضو: 228
مطلب: 243
سایت: 30
بازدیدکنندگان: 199633
حاضرین در سایت : 14 نفر مهمان
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS