Javascript must be enabled in your browser to use this page.
Please enable Javascript under your Tools menu in your browser.
Once javascript is enabled Click here to go back to یا ابا صالح المهدی ادرکنا
Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 

نظر سنجی

شما از کدام شهر، به این سایت سر می زنید؟
 
کدام یک از گناهان ذیل از همه بدتر است؟
 

ورود به سایت






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

انتخاب قالب

sajestan
   

حضرت زینب(س)؛ پیام رسان عاشورا / سید جواد میرخلیلی
امتیاز: / 0
بدعالی 
نگارش یافته توسط سید جواد میر خلیلی   
01 بهمن 1388 ساعت 00:09

روزنامه قدس، دوشنبه 7دی ماه 1388 / سید جواد میرخلیلی

هنگامی که از حادثه عاشورا سخن گفته می شود، نام یکی از افرادی که به شدت در پیام رسانی این حادثه، تأثیرگذار و نافذ بود، یعنی حضرت زینب(س) به ذهن می آید.

این بانوی بزرگ اسلام که در دامان علی و فاطمه و در مکتب رسول الله رشد و تربیت یافته بود، وقتی در حادثه غم انگیز کربلا، عزادار و در ماتم سوگ از دست دادن عزیزترین نزدیکانش و به ویژه برادر و فرزندانش قرار گرفته بود، بعد از اسارت، در شهر کوفه، در میان جمعیتی که از شهادت حسین بن علی مشغول مشغول هلهله و شادی بودند، چنان داد سخن داد که بی اختیار، همه را به یاد سخنرانی های مولا علی(ع) در این شهر در دوران حکومتش انداخت؛ چنان که راوی می گوید: من تا آن زمان، هرگز زن باحیایی را ندیده بودم که همچون زینب سخن گفته باشد؛ گویا با زبان علی سخن می گفت.

اهمیت این سخن و امثال این نقل قول ها که از تاریخ به دست ما رسیده است، نشان گر قدرت بی نظیر این زن قهرمان کربلاست؛ به گونه ای که در شرایطی که در بدترین وضعیت از حیث روحی و جسمانی در غم از دست دادن و آن فاجعه دردناک بود، اما با چنان قدرت بیان، نفوذ کلام و اعتماد به نفسی شروع به سخنرانی کرد که همه شنوندگان مات و مبهوت قدرت بیان و جذبه کلام دخت علی بن ابی طالب شده بودند.

حضرت زینب(س) از درون محمل، در ابتدا با سرزنش و نفرین مردم کوفه، این گونه شروع به توصیف آنها کرد که: مردم کوفه! مردم مکار خیانت کار! هرگز دیده هاتان از اشک تهی مباد! هرگز ناله هاتان از سینه بریده نگردد! شما آن زن را می مانید که چون آن چه داشت می رشت، به یک بار، رشته های خود را پاره می کرد، نه پیمان شما را ارجی است و نه سوگند شما را اعتباری! جز لاف جز خودستایی، جز در عیان، مانند کنیزکان تملق گفتن، و در نهان با دشمنان ساختن چه دارید؟ شما گیاه سبز و تر و تازه ای را می مانید که بر توده سرگینی رسته باشد و مانند گچی هستید که گوری را بدان اندوده باشند. چه بد توشه ای برای آن جهان آماده کردید؛ خشم خدا و عذاب دوزخ. سپس حضرت زینب با مشاهده گریه و اشک ریختن

جمعیت حاضر فرمود: گریه می کنید؟ آری به خدا گریه کنید که سزاوار گریستنید. بیش بگریید و کم بخندید! با چنین ننگی که برای خود خریدید، چرا نگریید؟ ننگی که با هیچ آب شسته نخواهد شد. چه ننگی بدتر از کشتن پسر پیغمبر و سید جوانان بهشت؟! مردی که چراغ راه شما و یاور روز تیره شما بود. بمیرید! سر خجالت را فرو بیفکنید! به یک بار گذشته خود را بر باد دادید و برای آینده هیچ به دست نیاوردید! از این پس باید با خواری و سرشکستگی زندگی کنید؛ چه شما خشم خدا را برای خود خریدید! کاری کردید که نزدیک است آسمان بر زمین افتد و زمین بشکافد و کوه ها در هم بریزد. می دانید چه خونی را ریختید؟ می دانید این زنان و دختران که بی پرده در کوچه و بازار آورده اید، چه کسانی هستند؟! می دانید جگر پیغمبر خدا را پاره کردید؟! چه کار زشت و احمقانه ای! کاری که زشتی آن، سراسر جهان را پر کرده است. تعجب می کنید که از آسمان، قطره های خون بر زمین می چکد؟ اما بدانید که خواری عذاب رستاخیز سخت تر خواهد بود. اگر خدا هم اکنون شما را به گناهی که کردید، نمی گیرد، آسوده نباشید، خدا کیفر گناه را فوری نمی دهد، اما خون مظلومان را هم بی کیفر نمی گذارد، خدا حساب همه چیز را دارد.

این سخنان حضرت، چنان تأثیر عمیقی بر افراد حاضر در آن جا گذاشته بود که خیلی ها با ندامت و پشیمانی انگشت به دهان گرفته و چنان گریه می کردند که محاسنشان از اشک تر شده بود و برخی از آنها زیر لب می گفتند: پدرم و مادرم فدای شما! سالخوردگان شما بهترین سالخوردگان، جوانانتان بهترین جوانان، زنانتان بهترین زنان و نسل شما بهترین نسل هاست. شما هرگز خوار و مقهور نمی گردید.

از دیگر مواضعی که حضرت زینب با سخنان قاطعانه خود، دشمنان اهل بیت را خوار و ذلیل کرد، در مجلس ابن زیاد بود؛ جایی که اسیران اهل بیت را مظلومانه به مجلس او آوردند تا اهل بیت را تحقیر کنند، اما وقتی حضرت با این سخن ابن زیاد مواجه شد که کار خدا را با برادر و اهل بیت خود چگونه دیدی؟ ایشان چنان جمله زیبا و روشنگرانه ای بیان کرد که تمام فتنه ها و نقشه های شوم آنها را نقش بر آب کرد. آنها که با استفاده از هر ابزاری، اهل بیت و امام حسین را خارجی لقب داده و برای مردم چنان ترسیم کرده بودند که اینها خارجی هستند؛ چون از دین خارج شده اند! آن هم دینی که جدش رسول الله، برای آن سختی ها کشیده بود و خون دل ها خورده بود، ولی در این جا بود که زینب، علی وار، داد سخن در داد و گفت: جز زیبایی ندیدم! آنان گروهی بودند که خداوند شهادت را برایشان مقدر فرموده بود، پس به سوی آرامگاهشان شتافتند. به زودی خداوند میان تو و آنان جمع خواهد کرد و آنان با تو مخاصمه و احتجاج خواهند نمود، آن گاه خواهی دید که پیروز و رستگار کیست. ای زاده مرجانه! مادرت به سوگت بنشیند!

اینها صرفاً گوشه ای از حضور نافذ و بیانات دشمن شکن حضرت زینب(س) بود.


نقل قول این متن | تعداد مشاهده :211 | چاپ

اولين نظر را شما بدهيد
نظرات RSS

اظهار نظر کنید
  • لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
  • درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
  • لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
  • فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
  • به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
نام :*
پست الکترونیکی :
آدرس سایت یا بلاگ :
موضوع :
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
متن نظر :*



کد رمز :* Code
اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

 
< بعد   قبل >
   

حدیث روز

لينك ها

دوستان

 http://leader.ir/

 

آمار سایت

عضو: 228
مطلب: 243
سایت: 30
بازدیدکنندگان: 199645
حاضرین در سایت : 6 نفر مهمان
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS