مقام معظم رهبری: همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همهى عرصهها به بهترينها دست پيدا كند.
|
عدالت در فلسفه سیاسی اسلام / سید جواد و سیده بنت الهدی میرخلیلی |
|
|
30 آبان 1388 ساعت 23:33 |
|
هفته نامه خبری، تحلیلی مثلث، 17 آبان ماه 1388، ش چهاردهم / سید جواد میرخلیلی - سیده بنت الهدی میرخلیلی
اشاره: این نوشتار به دنبال بازاندیشی در باب مفهوم عدالت در فلسفه سیاسی فیلسوفان مسلمان است که نقش بسزایی در تبیین مفاهیم فلسفه سیاسی اسلامی داشته اند. به همین منظور به سراغ دکتر رضا عیسی نیا، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی قم رفتیم تا با ایشان در این باب، گپ و گفت کنیم. لازم به ذکر است که از ایشان تاکنون کتاب هایی متعددی چون اندیشه سیاسی شهید مدرس، درآمدی بر الزامات تحول در حوزه علمیه؛ روحانیت؛ تهدیدها و فرصت ها منتشر شده است.
*. اگر مایل باشید در ابتدا برای خوانندگان ما مختصری پیرامون مفهوم عدالت و جایگاه آن در فلسفه سیاسی صحبت بفرمایید.
واژه عدالت و یا به تعبیری عدالت اجتماعی از جمله مفاهیمی است که از دیرباز در فلسفه سیاسی مورد بحث قرار گرفته است؛ به گونه ای که می توان گفت دیدگاه ها و بر داشت های متعددی از آن تاکنون ارائه شده است. این مفهوم از مهم ترین مباحث موجود در فلسفه سیاسی است و بعبارتی یکی از کهن ترین مقوله ها در اندیشه بشر و یکی از پایدارترین دغدغه های بشری به شمار می رود. در دوره های گوناگون تاریخ و در حوزه های متفاوت، عدالت به شیوه های مختلف مورد توجه قرار گرفته است.
*. معنا و مفهوم عدالت را از دیدگاه اندیشوران مسلمان چگونه می توان تبیین کرد؟
بنده در پاسخ به پرسش شما در این جا به نظرات گوناگون اندیشمندان مسلمان پیرامون این مفهوم می پردازم. راغب اصفهانی در مفردات، عدل و عدالت را به معنای مساوات قرار داده و گفته: عدل تقسیم کردن به طور مساوی است و بر این اساس، روایت شده که آسمان و زمین بر پایه عدالت بر قرار شده است.
ابن منظور در لسان العرب نیز عدل را به معنای تساوی میان دو چیز معنا کرده است.
همچنین شیخ طوسی در رابطه با معنای عدالت می گوید: العداله فی اللغه ان یکون الانسان متعادل الاحوال متساویا؛ عدالت در لغت به معنای این است که انسان احوال متعادل و متساوی داشته باشد.
نیز علامه طباطبایی، عدالت را چنین معنا می کند: هی اعطا کل ذی حق من القوی حقه و وضعه فی موضعه الذی ینبغی له؛ عدالت این است که هر صاحب حقی از نیروها را به
اولين نظر را شما بدهيد | نقل قول این متن | تعداد مشاهده :123 | چاپ | ادامه مطلب... |
|
|
عقل گرایی و تأثیر آن در تمدن غرب / سید جواد میرخلیلی |
|
|
30 آبان 1388 ساعت 23:26 |
|
روزنامه جام جم: چهارشنبه 20 آبان ماه 1388 / سید جواد میرخلیلی
اشاره: این نوشتار که متکفل بحث از معنا و مفهوم عقل در دوران گذشته و کنونی، همچنین تبعات و نتایج عقل گرایی به معنای جدید آن در دوران معاصر و نیز معانی فراموش شده از عقل است، ماحصل گزارشی مفصل از نشست علمی عقل گرایی و تأثیر آن در تمدن غرب است که از سوی دفتر جنبش نرم افزاری پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در روز پنجشنبه 14 آبان ماه 1388 در سالن همایش این پژوهشگاه برگزار شد. لازم به ذکر است که این نشست، از سلسله پیش نشست های تخصصی همایش روش شناسی در علوم اسلامی است. سخنرانان این نشست علمی، آقایان حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمد احمدی و دکتر غلامرضا اعوانی بودند که ماحصل بحث های آنها در این نشست در پی می آید.
در آغاز این نشست علمی، دکتر غلامرضا اعوانی با بیان این مطلب که مسئله عقل، یکی از مهم ترین مباحث در طول تاریخ فلسفه بوده و هست، گفت اما سؤال اصلی این است که منظور از این عقل چیست؛ چون هر فیلسوفی یک برداشتی از عقل دارد. حتی استاد و شاگردی مثل افلاطون و ارسطو هم در برداشت از عقل با هم یکسان نمی اندیشیدند. بنابراین می توان گفت برخی از این دیدگاه ها با نظرات ما در باب عقل مشترک است، اما برخی از آنها با برداشت های ما از عقل تفاوت و تمایز دارند. سپس دکتر اعوانی با ذکر این نکته که چون عقل دارای مراتبی است و هر کدام یک مرتبه از آن را اراده کرده اند، گفت بنده در این جا به مواردی اشاره می کنم.
در غرب، تعریف انسان، همان حیوان ناطق است. ناطق، یعنی دارای عقل و قوه عامله و ناطقه که قدرت درک حقایق اشیاء را دارد؛ چنان که هستند و این بزرگ ترین موهبتی است که خداوند به انسان داده است؛ چون هیچ موجودی مثل انسان نمی تواند حقیقت اشیاء را درک کند و بدان بپردازد؛ زیرا انسان، نامگذار است و برای اشیای موجود در عالم، نامی می گذارد. او معانی را درک می کند. بنابراین، ارسطو انسان را عقل بالقوه می داند، یعنی بالقوه قدرت شناخت همه چیز را دارد. این که بالفعل شده، بستگی به این دارد که چقدر این کار را کرده
اولين نظر را شما بدهيد | نقل قول این متن | تعداد مشاهده :136 | چاپ | ادامه مطلب... |
|
|
مبانی فقهی کلامی علمای شیعه در مواجهه با غرب / میرخلیلی |
|
|
30 آبان 1388 ساعت 23:20 |
|
هفته نامه خبری، تحلیلی مثلث: 29 شهریورماه 1388، شماره هفتم / سید جواد میرخلیلی
از زمان ورود تفکرات و اندیشه های غربی به کشورهای شرقی به خصوص جامعه ایران، همواره شاهد نوعی تقابل میان این دو تفکر بوده ایم؛ تفکراتی که از یک سو به اندیشه های ژرف اسلام و شیعه وابسته است و اندیشه های دیگری که به غرب و اصول و مبانی حاکم بر آن. اما آن چه در این میان، قابل توجه به نظر می رسد، این که بر خلاف روشنفکرانی چون ملکم خان، آخوندزاده، تقی زاده و ... که یکسره تسلیم بی چون و چرا و محض اندیشه ها و تفکرات غربی شدند، علمای شیعه با رویکردی از جنس مبانی فقهی کلامی، به مقابله با این اندیشه ها پرداختند و رویکردهایی چون عدم تسلیم محض در برابر اندیشه های غربی، اقتباس و گزینش آن چه از تفکرات غربی با مبانی اسلامی سازگار است و همچنین دستکاری در برخی از اصولی که قابلیت همسازی با اندیشه های اسلامی و شیعی را دارد، را در پیش گرفتند. در این جا قصد داریم تا به برخی از مبانی علمای شیعه که نوع ارتباط آنها با غرب را شکل می داد، بپردازیم.
قاعده نفی سبیل؛ یکی از قواعد مهم و پایه ای در اندیشه های فقهی کلامی علمای شیعه در مواجهه با غرب، قاعده نفی سبیل است که در اصطلاح به معنای این است که در مقررات و قواعد دین اسلام، حکمی که موجب ثبوت سلطه کافر بر مسلمان باشد، تشریع نشده است؛ بدین معنا که در قواعد فقهی شیعه، هیچ گونه حکمی که از جانب آن، سلطه ای از سوی کفار بر مسلمین ایجاد شود، از سوی خداوند، تشریع نشده است. این قاعده برگرفته از آیه شریفه 141 سوره نساء است که در آن، خداوند می فرماید: ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا؛ یعنی و خداوند هرگز بر مؤمنان، برای کافران، راهی قرار نداده است؛ بدین معنا که به فرموده امام راحل، هرگز خدای تبارک و تعالی، سلطه ای برای غیر مسلم بر مسلم قرار نداده است، هرگز یک همچو چیزی نباید واقع شود. اما در رابطه با این آیه، چنان که اغلب فقها بر آن اتفاق نظر دارند، این آیه به طور عام، هر نوع سلطه و سبیل(سبیل در لغت به
اولين نظر را شما بدهيد | نقل قول این متن | تعداد مشاهده :134 | چاپ | ادامه مطلب... |
|
|
بومي سازي علوم انساني فرصت ها و چالش ها / سید جواد میرخلیلی |
|
|
30 آبان 1388 ساعت 23:12 |
|
روزنامه قدس: سه شنبه 19 آبان ماه 1388 / سید جواد میرخلیلی
مدتسیت که بحث بومی سازی علوم انسانی آغاز شده و کارگروه های مختلفی در حال پی گیری و بحث های کارشناسی در باب عملی کردن آن هستند. این بحث، اما از آن جهت حائز اهمیت است که به تعبیر مقام معظم رهبری، حجم وسیعی از جمعیت دانشجوی کشور را دانشجویانی تشکیل می دهند که علاقه مند به ورود به رشته های علوم انسانی بوده و هستند. اما آیا تاکنون بسترهای لازم برای هدف مندی این دانشجویان در این رشته ها وجود داشته است یا خیر؟ مسئله اصلی که به شدت، نگران کننده است، همین موضوع می باشد؛ چرا که دیرزمانیست که کارشناسان علوم اسلامی و حوزوی، تذکراتی در باب این مسئله داده بودند که علوم غربی به تدریج در حال گسترش در اذهان و افکار دانش آموختگان رشته های علوم انسانی ماست، اما شاید این مسئله چندان جدی گرفته نمی شد تا این که نظریه پردازان چپ گرای علوم انسانی در بعد از انتخابات اخیر، یکی از عوامل مخفی و مستتر این بحران ها را نگاه نشأت گرفته از نگره های غربی ذکر کردند که در پس ذهن گردانندگان حوادث اخیر نقش داشته است و همین عامل بوده است که جوانانی را هم که به دنبال این نوع نگاه، احساساتی از خود بروز داده اند نیز دنباله رو همین افکار بوده اند. اما این مقدمه، اهمیت بحث را نشان می دهد، ولی باید دید که آیا این بومی سازی علوم انسانی تا چه حد می تواند راهگشا باشد و در حقیقت، پیش فرض ها، فرصت ها و چالش های پیشاروی آن در چه عناصر و مؤلفه های نهفته است.
در این که باید در کشور به علوم انسانی بها داده شود و به آن توجه شود، هیچ حرفی نیست؛ زیرا تا زمانی که جوانان و اندیشوران ما با این علوم آشنا نشوند، نمی توان به نقد و
نظرات (1) | نقل قول این متن | تعداد مشاهده :193 | چاپ | ادامه مطلب... |
|
|
سیره تفسیری علامه طباطبائی / سید جواد میرخلیلی |
|
|
28 آبان 1388 ساعت 00:27 |
|
روزنامه جام جم: یکشنبه 24 آبان ماه 1388 / سید جواد میرخلیلی
یکی از آثار ماندگار و جاودانه علامه طباطبائی، کتاب شریف تفسیر المیزان فی تفسیر القرآن است که آیت الله جوادی آملی درباره آن می فرماید: المیزان در بین تفاسیر چون کتاب قیّم جواهر الکلام است در بین کتاب های فقه که هم کمبود گذشتگان را جبران نمود و هم زمینه تحقیق آیندگان را فراهم کرد(شناختنامه علامه طباطبائی، ج 2، ص 73).
یکی از ویژگی های مهمی که باعث برتری کتاب تفسیر المیزان بر س ایر کتب تفسیری شده است، شیوه و سیره تفسیری علامه طباطبائی در سرتاسر این کتاب ارزشمند است که از آن به تفسیر قرآن به قرآن یاد می شود و در نوع خود، کم نظیر و یا حتی به تعبیر برخی، بی نظیر است. شیوه ای که علامه در تفسیر شریف المیزان از آن بهره گرفته، شیوه تفسیر قرآن به قرآن است و یا همان تفسیر آیات به آیات؛ بدین معنا که قرآن را با خود قرآن تفسیر می کند. این شیوه هر چند در میان مفسرین چنان که گفته شد، کم نظیر و یا بی نظیر است، اما با این حال، در صدر اسلام و در دوران ائمه معصومین علیهم السلام سابقه داشته است؛ به گونه ای که پیامبر اسلام(ص)، اولین پرچمدار این روش بوده که در تفسیر بعضی آیات از آیات دیگر کمک می گرفته است و یا حضرت علی(ع) نیز وقتی در نهج البلاغه، قرآن را توصیف می کند، می فرماید: بعضی از آیات به وسیله بعضی دیگر به سخن می آیند و بعضی بر بعضی دیگر شهادت می دهند. و حتی بعدها نیز مفسّرینی همچون زمخشری، محکم ترین معانی قرآن را آن دانستند که از خود قرآن فهمیده شود؛ هر چند این راه، ادامه دار نبود، اما علامه در دوره معاصر و در طول حدود بیست سالی که این تفسیر را نوشتند، این مسئله را رعایت کرده و منهج ائمه معصومین علیهم السلام در به کارگیری این شیوه از تفسیر را رعایت کردند. اما سؤال مهمی که در این جا ممکن است پیش آید، این است که چرا با توجه به این که پیش از علامه هم این شیوه از تفسیر رایج بوده و یا در میان برخی از مفسرین وجود داشته است، علامه می گوید تفسیر من، قرآن به قرآن است؟ آیت الله استادی پاسخ روشن و قانع کننده ای برای این سؤال دارند و علت آن را در این مسئله می دانند که برای این که علامه طباطبائی، عنایت بسیار فراوانی روی این روش داشته است، اما تفاسیر دیگر شاید چند مورد بیشتر پیدا نکنیم که از این روش استفاده کرده باشند. به تعبیر ایشان، بنای تفسیر المیزان بر این است
اولين نظر را شما بدهيد | نقل قول این متن | تعداد مشاهده :115 | چاپ | ادامه مطلب... |
|
|
درآمدی بر اندیشه سیاسی علامه محمد تقی جعفری / میرخلیلی |
|
|
28 آبان 1388 ساعت 00:19 |
|
روزنامه قدس: دوشنبه 25 آبان ماه 1388 / سید جواد میرخلیلی
اشاره: علامه محمد تقی جعفری(1302-1377 ه. ش) تکاپوگر بزرگ اندیشه اسلامی در روزگار معاصر بود که عالمانه به نقد اندیشه های دنیای معاصر غرب و شرق می پرداخت. این نوشتار که به بهانه سالگرد بزرگداشت این عالم ربانی نگاشته شده، متکفل بحث از مبانی اندیشه سیاسی و نیز نظریه های علامه جعفری در حوزه بایسته ها و شایسته های سیاسی است. لازم به ذکر است که نوشتار حاضر بر اساس کتاب اندیشه سیاسی علامه جعفری، تألیف دکتر مرتضی یوسفی راد است که توسط پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در سال 1385 منتشر شده است.
زندگی و زمانه:
علامه محمد تقی جعفری در سال 1302 هجری شمسی در شهر تبریز به دنیا آمد. وی پس از اتمام تحصیلات مقطع ابتدایی در طی سه سال، برای ادامه تحصیل در دروس حوزوی به مدرسیه طالبیه رفت. سپس وی در سال های 1319 تا 1322 را در تهران و در سال 1322 به حوزه علمیه قم آمد و آن گاه در سال 1325 به نجف اشرف رفت و در محضر اساتیدی چون آیت الله خویی، آیت الله حکیم و سایر اساتید صاحب نام آن جا به فراگیری فقه، اصول، فلسفه و حکمت پرداخت و در ضمن به دلیل ورود اندیشه های جدید از مصر، لبنان و ترکیه به ایران، به مطالعه عمیق علوم انسانی جدید و فلسفه های غربی پرداخت. سپس در سال 1336 مجدداً به تهران بازگشت و در سال 1339 از آیت الله میلانی، اجازه اجتهاد گرفت. وی در طول عمر
اولين نظر را شما بدهيد | نقل قول این متن | تعداد مشاهده :143 | چاپ | ادامه مطلب... |
|
|
سیره علمی علامه طباطبائی(ره) / سید جواد میر خلیلی |
|
|
28 آبان 1388 ساعت 00:13 |
|
روزنامه قدس: یکشنبه 24 آبان ماه 1388 / سید جواد میرخلیلی
یکی از شخصیت های کم نظیری که در عمر حدود 81 ساله خود توانست تحولات عمیقی در جهان اسلام و به خصوص حوزه علمیه قم به وجود آورد، حضرت آیت الله علامه طباطبائی(ره) است. وی که شاگردش، شهید مطهری، او را شخصیتی می داند که صد سال دیگر، تازه باید بنشینند و افکار او را تجزیه و تحلیل کنند و به ارزش او پی ببرند(سخنرانی استاد مطهری در احیای تفکر اسلامی)، از چنان ویژگی های علمی برجسته ای برخوردار بوده که کمتر کسی همچون او چنین ویژگی هایی را داشته است. یکی دیگر از شاگردان برجسته علامه طباطبائی، آیت الله مصباح یزدی است که در خاطرات خود می گوید با اصرار هم مباحثه ای خودم در درس تفسیر علامه شرکت کردم. وقتی از درس بیرون آمدیم، دوستم از من پرسید درس چگونه بود؟ یادم هست به ایشان این جواب را دادم. گفتم: من حاضرم نوکری این استاد را بکنم تا بتوانم بیشتر از او استفاده کنم!(در محضر بزرگان، محسن غرویان، 107).
علامه طباطبائی که نبوغ علمی اش، تأثیرات شگرفی در محافل عملی بر جای گذاشت، خود در خاطراتش از دوران تحصیل می گوید و این که چگونه شیفته تحصیل کمال و علم اندوزی شد. وی می گوید: در اوایل تحصیل که به نحو و صرف اشتغال داشتم علاقه زیادی به تحصیل نداشتم و از این روی هر چه می خواندم نمی فهمیدم… پس از آن، یک بار، عنایت خدایی دامنگیرم شده، عوضم کرد. در خود، یک نوع شیفتگی و بی تابی نسبت به تحصیل کمال حس نمودم؛ به طوری که از همان روز تا پایان تحصیل که تقریباً هیجده سال طول کشید، هرگز نسبت به تعلیم و تفکر، احساس خستگی و دلسردی نکردم و زشت و زیبای جهان را فراموش کردم… در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی، به حداقل ضروری قناعت نموده، باقی را به
اولين نظر را شما بدهيد | نقل قول این متن | تعداد مشاهده :139 | چاپ | ادامه مطلب... |
|
|
سیری در ترجمه و تفسير نهج البلاغه / سیدجوادمیرخلیلی |
|
|
28 آبان 1388 ساعت 00:02 |
|
روزنامه قدس: دوشنبه 25 آبان ماه 1388 / سید جواد میرخلیلی
علامه محمد تقي جعفري، صاحب آثار متعددي(بيش از 100 اثر) در حوزه انديشه و به خصوص انديشه اسلامي هستند كه از جمله آثار ماندگار ايشان مي توان به كتاب ارزش مند ترجمه و تفسير نهج البلاغه اشاره كرد كه در 27 جلد منتشر شده است. علامه جعفري نقل مي كند در امتداد مطالعات خود؛ در دوران تحصيل در حوزه و پس از آن در مسير كارهاي علمي پي بردم كه نهج البلاغه به روابط چهارگانه انسان پرداخته است و با حالات و اشرافي كه اميرالمؤمنين داشته اند، از موضوعات چهارگانه ارتباط انسان با خويشتن، ارتباط انسان با خدا، ارتباط انسان با هم نوع و ارتباط انسان با هستي سخن گفته است. آن گاه ادامه مي دهد در آن هنگام كه تفسير و نقد و تحليل مثنوي را شروع كردم، عده اي از دوستان مي گفتند كه شما چرا به جاي تفسير و نقد و تحليل مثنوي، تفسير نهج البلاغه را شروع نكرده ايد؟! گفتم اين نوع تحليل و تفسير كه ما در رابطه با مثنوي مي خواهيم شروع كنيم، شايد بي سابقه باشد و گفتم وقتي تفسير مثنوي تمام شود، نهج البلاغه را شروع خواهيم كرد. به تعبير خود استاد، در حقيقت، طرح مثنوي كه داراي معارف بسيار فراواني از اسلام است، مي تواند براي ما راهگشا و مقدمه اي جهت شناخت نهج البلاعه باشد. او در ادامه مي گويد من همواره به اين موضوع توجه مي كردم، ولي بر اثر اشتغالات علمي، كار روي نهج البلاغه به تأخير مي افتاد؛ تا اين كه يكي از دوستان ما، در حالت رؤيا، علامه اميني، صاحب الغدير را در خواب مي بيند(فكرواره نهج البلاغه، محمد تقي جعفري، ص 13-14). جريان اين رؤيا اين گونه است كه يكي از نزديكان استاد در عالم خواب ديد كه در برابر علامه اميني، صاحب الغدير نشسته است. علامه اميني از وي پرسيد آيا شما جعفري را مي شناسيد؟ او گفت آري. علامه گفت نامه اي مي دهم به ايشان بدهيد. وقتي او سؤال كرد كه اجازه دارم نامه را باز كنم و بخوانم و علامه به وي پاسخ مثبت داد، نگاهي به نامه انداخت و مشاهده كرد كه خيلي معنوي و ملكوتي است؛ به قدري نوراني بود كه حالي خاص پيدا كرد. سپس علامه اميني با تأكيد به وي گفت اين نامه را بدهيد به جعفري و به ايشان بگوييد ما اكنون در اين عالم(برزخ) ديگر نمي توانيم كاري بكنيم، ولي شما در آن دنيا در ميدان كار هستيد و مي توانيد درباره اميرالمؤمنين كار كنيد. به اين ترتيب، ترجمه و تفسير نهج البلاغه شروع شد و تا پايان عمر استاد ادامه يافت و 27 جلد آن منتشر شد(گلشن ابرار، ج 3، ص 519-521). خود علامه جعفري مي فرمايد: هيچ جاي ترديد نيست كه ما نمي توانيم شخصيت علي بن ابي طالب(ع) را مانند شخصيت هاي يك
اولين نظر را شما بدهيد | نقل قول این متن | تعداد مشاهده :177 | چاپ | ادامه مطلب... |
|
|
نشست علمی فلسفه سیاسی علامه طباطبائی برگزار می شود |
|
|
26 آبان 1388 ساعت 00:52 |
|
گروه فرهنگي: نشست علمي فلسفه سياسي علامه طباطبائي برگزار مي شود. گروه فلسفه سياسي پژوهشکده علوم و انديشه سياسي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي به مناسبت بزرگداشت علامه طباطبائي(قدس سره) و با همکاري انجمن مطالعات سياسي حوزه، نشست علمي فلسفه سياسي علامه طباطبائي را برگزار مي کند. در اين نشست که فردا چهارشنبه 27 آبان ماه 1388 از ساعت 45:9 الي 12 در سالن همايش اين پژوهشگاه در طبقه چهارم برگزار شود، آقايان حجة الاسلام والمسلمين دکتر احمدرضا يزداني مقدم، عضو هیئت علمی این پژوهشگاه و ریاست محترم انجمن مطالعات سیاسی حوزه و حجة الاسلام والمسلمين دکتر مهدي اميدي، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام
اولين نظر را شما بدهيد | نقل قول این متن | تعداد مشاهده :143 | چاپ | ادامه مطلب... |
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 بعد > پایان >>
|
| صفحه 57 - 85 از 225 |